منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٩١
مى خواهند معجزه ها وكرامتهاى انبيا واوليا وكليه كارهاى غيبى را با اصول علمى تفسير كنند وازا ين طريق استبعادى كه در اذهان اهل دانش نسبت به معجزه ها وجود دارد برطرف سازند، در اين آيه چنين مى گويند: بنى اسرائيل در پايين كوه زندكى مى كردند وزلزله اى در كوه انجام گرفت وبخشى از اجزاى آن به سوى آنان متوجه گشت و آنان تصوّر كردند كه بر سر آنها فرود مى آيد.[١]
اين تفسير با ظاهر آيه كه كلمه«رفع» و«نتق» در آن آمده است، سازگار نيست. بلند كردن كوه غير از ايجاد زلزله در اجزاى آن است. گذشته از اين قرآن كيفيت رفع را بيان كرده ومى فرمايد:(كَأَنَّهُ ظُلَّة):«به صورت سايبان در آمد».
ورود به بيت المقدّس
بنى اسرائيل سرانجام به رهبرى يوشع (جانشين موسى) به ارض موعود وارد شدند. خدا براى ايجاد روح طاعت در آنها فرمان داد در حال خضوع وخشوع از در وارد شويد وبه هنگام ورود بگوييد:پررودگارا گناهان ما را بريز.
تاريخ در اينجا مى گويد:آنان به هنگام ورود، فاقد حالت خضوع وخشوع بودند وبه جاى اينكه ازخداوند طلب آمرزش نمايند، گفتار پيامبرخود را به مسخره گرفته وبه جاى آن چيز ديگرى گفتند.در برخى تفاسير آمده است كه به جاى كلمه «حطّة» لفظ«حنطة» را به كار بردند واين نقل بعيد نيست. زيرا قرابت وخويشاوندى خاصى ميان زبان عبرى وعربى وجود دارد.
خداوند مى فرمايد:(وَ إذْ قيلَ لَهُمُ اسْكُنُوا هذِهِ القَرْيَةَ وَ كُلُوا مِنْها حَيْثُ شِئْتُمْ وَ قُولُوا حِطَّةٌ وَ ادْخُلُوا البابَ سُجَّداً نَغْفِرْلَكُمْ خَطِيئاتِكُمْ وَ سَنَزيدُ المُحْسِنينَ *فَبَدَّلَ الّذينَ ظَلَمُوا قَولاً غَيْرَ الّذى قيلَ لَهُمْ فَأرسَلْنا عَلَيْهِمْ رِجْزاً مِنَ السَّماءِ بِما كانُوا
[١] عبده، المنار،ج٨،ص٣٨٥ ط مصر سال ١٣٦٧.وعبد الوهاب نجّار، قصص الأنبياء، ص٢٣١.