منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٩
زير پرداخته است. آنان از او درخواست كردند كه به آيين بت پرستى باز گردد; او در پاسخ مى گويد:
١ـ (قَدِ افْتَرَيْنا عَلَى اللّهِ كَذِباً إنْ عُدْنا فى مِلَّتِكُمْ بَعْدَ إذْ نَجّانَا اللّهُ مِنْها وَ ما يَكُونُ لَنا أنْ نَعُودَ فيها إلاّ أنْ يَشاءَ اللّهُ رَبُّنا وَسِعَ رَبُّنا كُلَّ شيء عِلماً عَلَى اللّهِ تَوَكَّلْنا رَبَّنا افْتَحْ بَيْنَنا وَ بَيْنَ قَوْمِنا بِالحَقِّ وَ أنْتَ خَيْرُالفاتِحينَ)(اعراف/٨٩).
واگر ما به آيين شما بازگرديم وآن را آيين الهى بدانيم، بر خدا افترا بسته ايم پس از آنكه خدا ما را از آن نجات داد. ممكن نيست ما به آن آيين باز گرديم مگر اينكه خدا بخواهد. علم پروردگار من گسترده است. بر خدا توكل كرده ايم، خدايا ميان ما وقوم ما به حق داورى كن كه تو بهترين داورها هستى.
آنان به او گفتند:اگر عشيره تو نبود، تو را سنگسار مى كرديم او در پاسخ گفت:
٢ـ (قالَ يا قَوْمِ أَرَهْطى أَعَزُّ عَلَيْكُمْ مِنَ اللّهِ وَ اتَّخَذْتُمُوهُ وَ راءَكُمْ ظِهْرِيّاً إنَّ رَبّى بِما تَعْمَلُونَ مُحيطٌ). (هود/٩٢)
«اى قوم من !آيا عشيره من در نزد شما از خدا گراميتر است. در حالى شما (به فرمانهاى) خدا پشت كرده ايد كه پروردگار من بر آنچه عمل مى كنيد، احاطه دارد.»
شعيب در انتقاد از اعتراضهاى كودكانه آنان روى امور ياد شده در زير تكيه مى كند:
١ـ نتيجه پيروى از راه وآيين شما پس از داشتن دليل بر بى پايگى آن، بدعت وافترا به خداست. چنانكه مى فرمايد:(قَدِ افْتَرَيْنا عَلَى اللّهِ كَذِباً إنْ عُدْنا فى مِلَّتِكُمْ بَعْدَ إذْ نَجّانَا اللّهُ مِنْها) (اعراف/٨٩). ونكته جالب اينكه شعيب بازگشت به آيين آنان را ازخود وپيروانش نفى مى كند، ولى توحيد در تدبير رانيز ياد آور مى شود وآن اينكه: (وما يَكُونُ لَنا أنْ نَعُودَ فيها إلاّ أنْ يَشاءَ اللّهُ رَبُّنا)(اعراف/٨٩): «بر ما ممكن