منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٨٥
تو خدايت برويد وما پشت سر شما هستيم.[١]
دراين شرايط بود كه موسى از هدايت قوم خود مأيوس گرديد. با خداى خود چنين مناجات كرد:«پروردگارا! من تنها اختيار خود وبرادرم را دارم. ميان من واين گروه متمّرد جدايى بيفكن.»: (قالَ رَبِّ إنّى لا أَمْلِكُ إلاّ نَفْسى وَ أَخى فَافْرُقْ بَيْنَنا وَبَيْنَ القَوْمِ الفاسِقينَ).
اين آيه آنان را گروه فاسق مى خواند; يعنى گروهى كه فرمان پيامبر خود را رد كردند ودر مرز كفر قرار گرفتند.
دعاى موسى مستجاب شد وخطاب آمد: اين جمعيت از ورود به اين سرزمين كه از انواع مواهب مادى ومعنوى مالامال است، محروم مى باشند وبايد چهل سال تمام در اين بيابان سرگردان بمانند تا اين نسل زبون بميرد ونسلى ديگر جاى آنان را بگيرد تا آنها بتوانند اين سرزمين مقدّس را فتح كنند. در حقيقت زندگى چهل سال در يك بيابان نسل آنان را آبديده كرد ودر مقابل مشكلات مقاوم شدند. آنگاه توانستند به سرزمينى مقدّس با نسلى پاك وارد شوند; چنانكه مى فرمايد:(قالَ فَإنَّها مُحَرَّمَةٌ عَلَيْهِمْ أَرْبَعينَ سَنَةً يَتيهُونَ فى الأرْضِ فلا تَأْسَ عَلَى القَوْمِ الفاسِقينَ).
***
[١] ابن هشام، سيره٢/٦١٥ ط مصر.