منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٧٥
بنى اسرائيل نديدند. مشتى از اثر رسول را برداشتم وآن را افكندم واين چنين نفس من اين كار را در نظـرم جلوه داد».
مقصود از اين جمله ها چيست؟مفسران دو احتمال داده اند كه هيچ كدام استوار به نظر نمى رسد. و خدا از آن آگاه است.
احتمال اول اين است كه مى گويند وى گفت: به هنگام آمدن لشكر فرعون به كنار دريا، من جبرئيل را بر مركبى ديدم كه براى تشويق آن لشكر به ورود به جاده هاى خشكيده دريا در پيشاپيش آنان حركت مى كرد. قسمتى از خاك زير پاى مركب او را برگرفتم وآن را در درون مجسمه گوساله افكندم. اين صداى گوساله از بركت آن است.
بيشتر مفسران اين احتمال را پذيرفته اند، ولى آيا يك فرد عادى مى تواند فرشته مجسم را ببيند؟ فرض مى كنيم كه مى تواند ببيند، لكن اين پرسش پيش مى آيد وآن اينكه سامرى مگر از بنى اسرائيل نبود؟ در حالى كه آيات گذشته شهادت داد كه بنى اسرائيل از دريا گذشته بودند كه آل فرعون رسيدند وبه گمان اينكه راه خشك است به مسير خود ادامه دادند وغرق شدند. در اين صورت سامرى در چه موقع توانست از پشت سر مركب جبرئيل بيايد وخاكى از اثر پاى آن بردارد؟
گذشته از اين از كجا فهميد كه اثر پاى اسب جبرئيل داراى چنين خاصيتى است كه اگر بر جمادى ريخته شود به صدا در مى آيد؟
اصولاً احتمال دارد كه صداى گوساله مصنوعى به خاطر تعبيه دستگاه صدايى در داخل آن بود كه به هنگام خروج هوا با فشار، صداى گاو مى داد. امروزه اين مسأله در اسباب بازى كودكان فراوان است.
احتمال ديگر اينكه من به آثار(تعاليم) رسول يعنى موسى، مؤمن بودم ولى آنگاه كه به فكر ساختن گوساله براى بنى اسرائيل افتادم، اين تعاليم را به دور ريختم واين كار در نظرم زيبا جلوه كرد. در اين صورت رسول به معنى پيامبر خواهد بود