منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٧٢
صورتى رنگ عذر به خود مى گيرد كه در هنگام دور انداختن زيور آلات، از تصميم سامرى آگاه نباشند. امّا اينكه سامرى چگونه آنان را فريب داد وزيور آلات را گرفت، در آيات اشاره اى به آن، به چشم نمى خورد.
سرانجام هرچه باشد، اين عذر كودكانه پذيرفته نيست. مسلّماً اين بزهكاران براى تبرئه خود ناچارند عذرهايى هر چند ناموجه بتراشند. زيرا آنان مى ديدند كه عبادت گوساله بر ضد پيمانى است كه با موسى بسته اند. گذشته از اين هارون به آنان هشدار داد وگفت:«اى قوم من! شما به وسيله اين عمل در بوته امتحان قرار گرفتيد،خداى شما گوساله نيست،خداى شما همان خداى رحمان است».چنانكه مى فرمايد:(ولَقَدْ قالَ لَهُمْ هارُونُ مِنْ قَبْلُ يا قَوْمِ إنَّما فُتِنْتُمْ بِهِ وإِنَّ رَبَّكُمْ الرّحْمنُ فَاتَّبِعُونى وَ أطيعُوا أمْرى). (طه/٩٠)
همين پوزش طلبان در پاسخ هارون گفتند: ما فعلاً اين گوساله را مى پرستيم تا موسى باز گردد. چنانكه قرآن اين جمله را چنين حكايت مى كند:(قالُوا لَنْ نَبْرَحَ عَلَيْهِ عاكِفينَ حَتّى يَرْجِعَ إلَيْنا مُوسى).(طه/٩١)
از مجموع اين سخنان روشن مى شود كه آنان در پرستش گوساله هرگز معذور نبودند وبايد به كيفر اعمال خود برسند.
بازخواست موسى از برادرش هارون
تا اين جا گفتگوى موسى با فريب خوردگان بنى اسرائيل روشن شد. اكنون ببينيم او با برادر خود چگونه رفتار كرد. از اينكه موسى به هنگام رفتن به ميقات به او گفت:(وَ أصْلِحْ وَ لا تَتَّبِعْ سَبيلَ المُفْسدينَ)(اعراف/١٤٢)، گويا مى دانست كه در غياب او فتنه وفسادى بر پا مى شود واو برادر خود رانسبت به آن هشدار داد. يك چنين پيش بينى ممكن است مربوط به وحى نباشد، بلكه موسى اين رهبر تيز بين، با توجه به روحيات قوم خود واز اينكه به هنگام فرود در بيابان سينا خواهان خداى