منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٧١
بنى اسرائيل در مقابل توبيخ هاى موسى، منطقى جز منطق كودكانه نداشتند وآن اينكه ما اين عمل را به اختيار خود انجام نداديم، بلكه مقدارى زيور آلات از آل فرعون راهمراه داشتيم. ما آنها را به دور افكنديم و سامرى نيز به دور افكند; چنانكه مى فرمايد:(قالُوا ما أَخْلَفْنا مَوْعِدَكَ بِمَلْكِنا وَ لكِنّا حُمِّلْنا أَوْزاراً مِنْ زينةِ القَوْمِ فَقَذَفْناها فَكَذلِكَ أَلْقَى السّامِرىُّ).
جمله نخست حاكى از يك منطق كودكانه است كه مى گويند:«انحراف ما از خطّ توحيد اختيارى نبود». ولى در جمله دوم مى گويند:«زيور آلاتى كه از آل فرعون گرفته وهمراه خود آورده بوديم به دور افكنديم». شايد مقصود اين باشد كه فكر كرديم ديگر به درد نمى خورد; ولى اين احتمال از نظر آيات ديگر قرآن بعيد است. زيرا معمولاً اين نوع زيور آلات در اختيار زنان قرار مى گيرد وعلاقه زن به زيور آلات يك امر طبيعى است; چنانكه مى فرمايد:(أوَ مَنْ يُنَشَّأُ فِى الحِلْيَةِ وَهُوَ فِى الخِصَامِ غيرُ مبين) (زخرف/١٨) «آيا كسى كه در زيور آلات نشو ونما مى كند، در حالى كه بيان آشكار وروشنى ندارد، با ديگران يكسان است؟
احتمال دارد كه سامرى زرگر ماهرى بود. بنى اسرائيل را با وعده خاصى فريب داد. زيور آلات آنان را گرفته بود، بدون اينكه مقصود خود را به آنان بگويد. از اين جهت هم بنى اسرائيل وهم سامرى زيور آلات خود را در آتش افكندند وبنى اسرائيل در مقابل يك عمل انجام شده قرار گرفتند وآن اينكه از آن زيور آلات، مجسمه گوساله اى را ساخت كه داراى صداى گاو بود وگفت:«اين است خداى شما وخداى موسى».
اينكه گفتيم بنى اسرائيل در مقابل عمل انجام شده قرار گرفتند، به خاطر لفظ «فا» در كلمه «فاخرَجَ» است.اگر سامرى از اوّل هدف خود را به آنان گفته بود وآنان نيز به همين نيّت زيور آلات در اختيار او قرار داده بودند، نمى توانستند با اين جمله پوزش بخواهند. بنى اسرائيل بااين جمله در مقام عذر خواهى هستند واين كلام در