منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٧
را در ميان خود ناتوان مى بينيم واگر قبيله تو نبود، سنگسارت مى كرديم، تو بر ما توانايى ندارى.
٥ـ تو مسحور وجادو شده اي.
٦ـ تو بشرى مانند ما هستى وما تو را دروغگو گمان مى كنيم.
تفسير موضوعى آيات
١ـ قوم شعيب محتواى دعوت او را گنگ و مبهم مى دانستند و مى گفتند: (ياشُعَيْبُ ما نَفْقَهُ كَثيراً مِمّا تَقُولُ ) (هود /٩١). مسلّماً دعوت شعيب از روشنترين دعوتها بود. چه دعوتى روشنتر از اينكه او مى گفت: خدايى را بپرستيدكه شما وپيشينيان را آفريده است:(وَ اتَّقُوا الّذى خَلَقَكُمْ وَ الجِبِلَّةَ الأوّلينَ)
شگفتا!دعوت به پرستش خداى توانا ودانا دعوت مبهم! امّا پرستش بتهاى كور وكر يك دعوت روشن؟!
٢ـ باز آنان مانند اقوام پيشين،بشر بودن را مانع از رسالت الهى دانسته ودر نتيجه او را دروغگو مى دانستند ومى گفتند: (وَ ما أنْتَ إلاّ بَشَرٌ مِثْلُنا وإنّ نَظُنُّكَ لَمِنَ الكاذِبينَ) (شعراء/١٨٦).
٣ـ آنان مانند اقوام پيشين شعيب را به جادو زدگى وجنون متهم مى كردند ومى گفتند: (قالُوا إنّما أنْتَ مِنَ المُسَحَّرينَ)(شعراء/١٨٥). وگاهى هم با طعن مى گفتند:( إنَّكَ لاَنْتَ الْحَليمُ الرَّشيدُ).
در محاسبات اجتماعى، انسانى كه بر خلاف افكار عمومى قيام مى كند، مجنون توصيف مى شود. آرى اين گروه مجنونند; امّا جنون آنان در راه هدايت مردم به راه حق وحقيقت است ودر اين هدف سر از پا نمى شناسند وازهمه چيز مى گذرند. اگر بشر بودن مانع از رسالت گردد، هدايت انسانها بر عهده چه كسى خواهد بود؟ آيا فرشتگان كه با انسان مسانخت ندارند، مى توانند او را هدايت كنند؟
٤ـ در نظر آنان قدرت اجتماعى نشانه حق، وضعف وناتوانى نشانه بى پايگى