منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٦١
سخن مى گويد ومى فرمايد:(وَ واعَدْنا مُوسى ثَلاثينَ لَيْلَةً ) درخواست خود موسى را به هر انگيزه اى بود مطرح كند وبگويد:(وَلَمّا جاءَ مُوسى لِميقاتِنا وَ كَلَّمَهُ رَبُّهُ) نه لجاجت بنى اسرائيل را. لذا پس از اين جريان، دنباله سرگذشت، يعنى بازگشت موسى به سوى قوم خود وگرفتارى هارون را بيان مى كند. آنگاه كه از مجموع سرگذشت، كه موسى محور آن است، فارغ مى شود و در پايان سرگذشت لجاجت قوم ومشروط كردن ايمان بر رؤيت خدا را مطرح مى نمايد.
از اين جهت آنچه مربوط به موسى است در وسط داستان قرار گرفته وآنچه مربوط به هفتاد نفر از بنى اسرائيل است، در آخر داستان; يعنى حتّى پس از سرگذشت «عجل» بيان شده است.
از اين بيان روشن مى گردد كه موسى بيش از يك لقاء ويك ميقات با خدا نداشته وهمه پرسشها و در خواستها وامتناعها ولجاجها در اينجا رخ داده است. نه اينكه يك بار براى خود درخواست رؤيت كرد ويك بار ديگر هم در لقاء وميقات ديگر، براى برگزيدگان بنى اسرائيل درخواست ديدن خدا را نموده است.
تفسيرى كه ازاين آيه انجام گرفت، استفاده نويسنده است از بيانات امام هشتم(عليه السلام) به مأمون وگفتار زمخشرى در تفسير كشّاف.[١]
***
[١] صدوق، توحيد، ص ١٢١ـ١٢٢ وزمخشرى، كشاف، ج١، ص٥٧٣ـ٥٧٤.