منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٥
او مربوط به اذن خداست وجز بر او توكّل نمى كند: (وَ ما أسْألكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أجْر إنْ أجْرِيَ إلاّ عَلى رَبِّ العالَمينَ)(شعراء/٨٠). وباز مى فرمايد:(وَ ما أُريد أنْ أُخالِفَكُمْ إلى ما أنْهاكُمْ عَنْهُ إنْ أُريد إلاّ الإصلاحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَ ما تَوفيقى إلاّ بِاللّهِ عَلَيْهِ تَوَكَّلْتُ وَ إلَيْهِ أُنيب)(هود/٨٨). جمله (إنْ أُريد إلاّ الإصلاح) بيانگر مفاد جمله پيشين است كه در آغاز نظر، خالى از اجمال نيست وآن اينكه مى گويد: من هرگز از كسانى نيستم كه شما را از كارى باز دارم وخود با آن مخالفت كنم، من مانند ديگر پيامبران اصلاح طلبم وپايه اساسى اصلاح، همان همسويى گفتار ورفتار است.
سرانجام شعيب درهاى بازگشت را به روى قوم خود باز مى داند ومى گويد: (وَاسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا إلَيْهِ إنّ رَبّى رَحيمٌ وَدُودٌ)(هود/٩٠).[١]
***
٣
واكنش قوم
قوم شعيب مانند اقوام گذشته در برابر دعوت او سرسختى نشان دادند وجز گروه اندكى، كسى به او ايمان نياورد. مخالفان با او به مجادله برخاستند. منطق آنان در مجادله عبارت بود از:
١ـ نامفهوم بودن محتواى رسالت.
٢ـ اتهام به سحر وجنون.
٣ـ بشر بودن شعيب.
٤ـ نداشتن قدرت اجتماعى.
[١] در حالى كه آيات ياد شده بيانگر روش تبليغى شعيب است، مى٣تواند پاسخ به برخى اعتراضهاى قوم خود باشد، اعتراضهايى كه پس از اين مى آيد. از اين جهت اين قسم از آيات در مقام پاسخ شعيب به قوم خود نيامده است، بلكه آيات ديگرى آمده است كه مستقيماً پاسخ به خرده٣هاى آنهاست.