منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١١١
ح ـ فريب دادن ساده لوحان
فرعون مى دانست كه قتل موسى تا حدّى مؤثر مى باشد، ولى نمى تواند انديشه موسى را از مغزها بيرون سازد. بايد كارى كند كه مغزها را از اين انديشه تهى سازد وثابت كند كه خدايى جز او نيست وخدايى كه موسى به آن دعوت مى كند، وجود خارجى ندارد. از اين جهت به وزير خود دستور مى دهد كاخ بسيارى بلندى را بسازد كه فاصله آن با آسمانها كمتر باشد واو بر بلندى آن قرار گيرد واز وجود خداى موسى تحقيق كند ،آنگاه كه اثرى از او در آسمانها نديد، به مردم بگويد موسى دروغگوست.
خود فرعون مى دانست كه اين كار جز فريب وحيله چيزى نيست. خدايى كه موسى به آن دعوت مى كند در آسمانها قرار ندارد. او به سوى خدايى دعوت مى كرد كه پروردگار آسمانها وزمين وآنچه در ميان آنها قرار دارد، مى باشد; چنانكه در پاسخ فرعون كه پرسيد پروردگار شما كيست، گفت:(رَبُّ السَّمواتِ والأرضِ وما بَيْنَهُما إنْ كُنْتُمْ مُوقِنينَ) (شعراء/٢٤).«پروردگار آسمانها وزمين وآنچه در ميان آنها قرار دارد مى باشد(وشما از اين سخن موقعى بهره مى گيريد كه در صراط) يقين باشيد».
بنابراين اگر دهها كاخ آسمان خراش ساخته شود واثر محسوسى از خدا در طبقه بالاى آنها نباشد، دليل بر نادرستى گفتار موسى نخواهد بود.
شگفت از اهل حديث در ميان اهل سنّت است كه براى خدا، جايگاهى در آسمانها مى انديشند وفكر مى كنند كه خدا بر تختى قرار دارد كه از سنگينى وجود او مانند جهاز شتر صد ا مى كند. آنگاه يكى از دلايل عقيده خود را گفتگوى فرعون با هامان معرفى مى كنند ومى گويند: معلوم مى شود كه موسى جايگاه خداى خود را آسمانها معرفى كرده بود، از اين جهت فرعون براى تكذيب او به هامان دستور داد كه كاخ بلندى بسازد تا او از استوارى ونااستوارى ادعاى موسى آگاه شود.