منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١١
٨٥، هود/٨٤).
٢ـ انحراف در معاملات:( فَأَوفُوا الكَيْلَ وَ المِيزانَ وَ لاتَبْخَسُوا النّاسَ أشياءَهُم) (اعراف/٨٦). [١]
٣ـ فساد در روى زمين: (وَ لاتُفْسِدُوا فِى الأرْضِ بَعْدَ إصْلاحِها...)(اعراف/ ٨٥). [٢] وهر گناهى نوعى افساد است.
٤ـ سدّ طريق مؤمنان:(وَلا تَقْعُدُوا بِكُلِّ صِراط تُوعَدونَ وَ تَصُدُّونَ عَنْ سَبيلِ اللّهِ مَنْ آمَنَ بِهِ وَ تَبْغونَها عِوَجاً)(اعراف/٨٦) [٣]، گويا بر سر راه خانه شعيب مى نشستند،و كسانى را كه قصد خانه او را داشتند، به قتل تهديد مى كردند.
***
٢
روش تبليغ
تا اينجا با محتواى تبليغ آشنا شديم واز همين جا به نوع انحرافات قوم پى برديم.بررسى زندگانى اقوام پيامبران روشن مى سازد كه شيطان براى گمراه كردن مردم از راههاى مختلف وارد مى شود. يعنى در حالى كه برخى از انحرافها فرا گير بوده، ولى مطابق تقاضاى محيط، هر قومى را به نحوى گرفتار مى كرد. قوم شعيب نيز پس از بت پرستى، مبتلا به فساد مالى بوده وبه اموال وحقوق يكديگر تعدّى مى كردند.
اكنون ببينيم شعيب با به كار گيرى چه نوع روش در تبليغ در صدد اصلاح آنان بر آمده است.
از آيات به دست مى آيد كه شيوه تبليغى او چنين بوده است:
١ـ داشتن دليل وگواه.
٢ـ ياد آورى نعمت هاى خدا.
٣ـ ياد آورى سرگذشت دردناك گذشتگان.
٤ـ تهديد به عذاب الهى.
[١] همچنين به آيات:هود/٨٤ـ ٨٥، وشعراء/١٨١ـ١٨٣ رجوع شود.
[٢] ونيز به همين مضمون است: هود/٨٥، شعراء/٨٣.
[٣] ضمير مؤنث در «تبغونها» به سبيل بر مى٣گردد كه مؤنث مجازى است و راه كج (باطل) مى٣طلبيد. وجمله «من آمن» مفعول به فعل «وتصدون» است يعنى «تصدون من آمن عن سبيل اللّه.»