منشور جاويد - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٠٧
ومتقى مى زيستند سخن به ميان مى آورد وآن دو ،يعنى همسران نوح ولوط را الگوهاى نادرست مى شمارد.
گذشته از اين، ياد آورى ازا ين دو زن فدا كار، تكريم واحترام گذاشتن به شخصيت زن است. زيرا با گذشت سالها وقرنها باز از آن دو ياد مى كند و از اين طريق مى رساند كه گذشت زمان باطل كننده شخصيت ها وارزشها نيست. اگر قرآن از طبقه مرد به عنوان پيامبران سخن مى گويد، از بانوان نيز سخن به ميان مى آورد.
از اين بيان مى توان به اين نتيجه رسيد كه اگر قرآن گفتگوى پيامبر اسلام را با زنان خود در سوره هاى مختلف مطرح مى كند، غرض شخصى ندارد، بلكه هدف، معرفى الگوهاست وعجيب اينكه سرگذشت اين دو بانوى بزرگ در سوره تحريم آمده است كه در آغاز آن از سرگذشت بى مهرى برخى از همسران پيامبر سخن گفته شده است. چون اين مطلب خارج از موضوع بحث ماست، در باره آن سخن نمى گوييم.
و ـ وحشت فرعون از نفوذ آيين توحيد
فرعون از نفوذ آيين توحيد به درون كاخش فوق العاده وحشت زده شد وبراى اينكه از ديگران زهر چشمى بگيرد، گراميترين وزيباترين زنان مصر را به دار آويخت. وسخت ترين مجازات را در حقّ او روا داشت تا براى ديگران درس عبرت باشد. او به اين هم اكتفا نكرد، دونقشه ديگر براى مبارزه با آيين توحيد ريخت:
١ـ با سران در باره قتل موسى به مشاوره پرداخت.
٢ـ براى نمايش وفريب ساده لوحان، به وزير خود هامان دستور داد كه آسمان خراشى براى او بسازد تا از خدايى كه موسى به آن دعوت مى كند خبرى بگيرد. اينك آيات هر دو قسمت:
١ـ (وَقالَ فِرْعَوْنُ ذَرُونى أَقْتُلْ مُوسى وَلْيَدْعُ رَبَّهُ إنّى أَخافُ أنْ يُبَدِّلَ دِينَكُمْ أوْ أنْ