فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٨٣ - تفاوت توحيد ربوبى و الوهى
٢ـ (وَمَا كَانَ مَعَهُ مِنْ إله إِذاً لَّذَهَبَ كُلُّ إِله بِمَا خَلَقَ ولَعَلا بَعْضُهُمْ عَلَى بَعْض سُبْحَانَ اللّهِ عَمَّا يَصِفُونَ)( مؤمنون /٩١)
«بگو اگر با او خداى ديگرى بود (نه معبود ديگر )، در اين صورت، هرخدايى به سوى تدبير مخلوق خود مى رفت، وبرخى بر برخى برترى مى جستند.»
آنچه مى تواند اين برهان را روشن سازد اين است كه در كنار خدا، خداى ديگرى باشد كه به گونه اى در جهان متصّرف باشد، نه معبود ديگر، وگرنه اعتقاد به معبودهاى ناتوان وبيچاره كه از تصرف وتدبير دور باشند چنين تالى فاسدى را به دنبال ندارد.
٣ـ (قُلْ لَوْكَانَ مَعَهُ آلِهَةٌ كَمَا يَقُولُونَ إِذاً لاَبْتَغَوْا إِلَى ذِى الْعَرْشِ سَبِيلاً)(اسراء/٤٢)
«اگر با او خدايانى بود، هر يك از آنان سعى ميكرد كه به سوى خداى صاحب عرش راهى پيدا كند.»
مضمون آيه اين است كه تعدد «اله » مايه اينست كه آن اله پندارى، به خداى واقعى را ه پيدا كند واين درصورتى است كه مقصود ازاله همان خدا با شد كه خلقت وتصرف در آفرينش از شؤون اوست،وگرنه تعد د معبود منهاى اين دو صفت، ملازم باهم رتبه بودن با خدا نيست، تا به سوى او راه پيدا كند.
٤ـ (إِنَّكُمْ وَمَا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللّهِ حَصَبُ جَهنَّمَ أَنْتُمْ لَهَا وَارِدُونَ لَوْكَانَ هؤلآءِ آلِهَةً مَا وَرَدُو هَا...)( انبياء /٩٨ـ٩٩)
«شما و آنچه را كه جز او مى پرستيد هيزم جهنم خواهيد بود وهمگى بر آن وارد مى شويد. اگر آنچه مى پر ستيد، خدا بودند، قطعاً وارد دوزخ نمى شدند»
برهانى كه اين آيه اقامه مى كند درصورتى نتيجه مى بخشد كه آلهه به معنى خدايان