فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٦٦ - دگرگونى در موضع وهّابيان
پاسخ به يك پرسش
دراينجا پرسشى است وآن اينكه پايه گذار مكتب يعنى احمد بن تيميه در دعوت خود، پيروز نشد بلكه گروه معدودى از او پيروى كرد وچندان موجى در جهان اسلام پديد نياورد، حتى آنانكه به او مهر مىورزيدند، يك مشت عوامى بودند كه از عقائد او آگاه نبودند، به گواه اينكه مريدان او، هنگام خروج جنازه وى اززندان، با تابوت او تبرك مى جستند[١].
همان تبركى كه در نظر او كفر وشرك است ! بلكه افكار او به صورت بذرى در دل كتابها مدفون گرديد و شكوفا نشد، درحالى كه محمّد بن عبدالوهاب درعصر خود دعوت را گسترش داد وپس از وى آل سعود ، به كمك شاگردانش درنشر مكتب وى كوشيدند.
اكنون سئوال ميشود كه چرا استاد در دعوت خود پيرو ز نگشت اما شا گردش پيروزى نسبى پيدا كرد ؟ پاسخ اين سئوال با توجه به محيط دعوت روشن ميشود.ابن تيميه بذر خود را در محيطى افشاند كه مملو از دانشمندان اسلامى بود كه هريك به تنهائى ميتوانست تبليغ او را خنثى نمايد. محيط شام ومصر در آن زمان، بزرگترين مراكز اسلامى بود كه در آنها محدثان ومحققان ومتكلمان بزرگى مى زيستند وبه آسانى توانستند دعوت او را بى اثر سازند،وابن تيميه را رسوا و ضلالت وگمراهى را در نطفه خفه كنند، ولى محمد بن عبدالوهاب در نجد ودرميان اعراب بيابانگردى مى زيست كه از هر علم و دانشى به دور بودند، وكوچكترين اطلاعى درباره شرك و توحيد نداشتند ودربست در پرتو قدرت آل سعود در اختيار شيخ بودند ونا گفته پيدا است كه دعوتهاى گمراه كننده درميان افراد نا آگاه فوراً رشد كرده و پر وبال باز
[١] البداية والنهاية، ١٤/١٤١.