فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٦٨ - لزوم برگزارى كنفرانس جهانى پيرامون توحيد و شرك
رسول خدا به او متوسل شود وازاو استمداد جويد ودرخواست كند كه در باره او شفاعت كند، يا حاجت او را از خدا بخواهد ، مثلا از خدا بخواهد كه خداوند بزرگ اختلاف كلمه را به وحدت تعبير كند، خشكسالى حاكم بر منطقه را برطرف كند، فوراً وهابيها مى گويند:درخواست حاجت وحتى درخواست دعا از ميت، پرستش ميت است،و پرستش، مخصوص خداست وتو با اين درخواست، غير خدا را عبادت كرده اى !واز اصل مسلم اسلامى(إيَّاكَ نَعْبُدُ) بيرون رفته اى، ودر مقابل، متوسلان به روح مقدس پيامبر گرامى ميگويند :اين همان توسلى است كه در دوران حيات پيامبر، همه صحابه انجام مى دادند وقرآن هم در مواردى فرمان داده است كه مردم به سوى پيامبر بروند واز او درخواست دعا كنند، آنجا كه فرمود ه است:
(وَ لَوْ أَنَّهُمْ إِذْ ظَلَمُوا أنْفُسَهُمْ جَاءُوكَ فَاسْتَغْفَُروااللّهواسْتَغْفَرَلَهُمُ الرَّسُولُ لَوَجَدُوا اللّهَتوَّاباً رَحيِماً)(نساء /٦٤)
«اگر آنان كه بر خويشتن ستم كرده اند، پيش تو مى آمدند واز تو درخواست مى كردند كه براى آنان از خدا طلب آمرزش كنى، خدا را بخشاينده ورحيم مييافتند.»
بنا براين، اگر در خواست حاجت درحال حيات، عين توحيد است چگونه مى شود همين درخواست پس از رحلت پيامبر، شرك و كفر گردد؟ موت و حيات نميتواند ملاك شرك وتوحيد باشد واگر ماهيت عملى، با اصول توحيد موافق باشد قهرا درحال ممات نيز مخالف آن نخواهد بود. تنها چيزى كه موت مى تواند ايجاد كند،اين است كه درخواست، به خاطر انقطاع ارتباط، مؤثر واقع نشود، نه اينكه متوسل مشرك گردد.
اين نمونه اى است ازمواردى كه وهابيان آن را پرستش مخلوق وديگران آن را تعلق به سبب ميدانند. اكنون چه بايد كرد؟ هر دو گروه اصل كلى « انحصار