فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٥٨ - موحدى جز من و چند نجدى نيست!!
٢ـ ما در فصل رسيدن ميوه ها ازمردم درعيه ماليات مى گيريم. مى ترسيم كه تو ماليات را تحريم كنى !
شيخ در پاسخ گفتار ابن مسعود گفت : من هرگز تو را با ديگرى عوض نخواهم كرد وخدا در فتوحاتى كه نصيب ما خواهد كرد، غنائمى قرا ر خواهد داد كه تو را ازاين ماليات ناچيز بى نياز خواهد ساخت سپس [١]براى تحكيم روابط ميان دو خانواده، امير درعيه دختر شيخ را به ازدواج فرزند خود عبدالعزيز درآورد، وازاين طريق رابطه زناشوئى ميان دو خانواده برقرار شد وتا كنون نيز اين رابطه در شعاع گسترده اى محفوظ مانده است[٢].
موحدى جز من و جز چند نجدى نيست
پيمان شيخ با « محمد بن سعود» به مرور زمان استحكام بيشترى يافت. نخستين برنامه اى كه شيخ براى محاربه با كفار ! ريخت، گرفتن انتقام از امير «عُييِنة» به نام« عثمان بن معمر» بود،زيرا وى به اشاره امير« احساء»و «قطيف» كه در منطقه از مقام برترى برخورددار بود، پيمان خود را شكست. انديشه انتقام هنگامى قوت گرفت كه شيخ آگاه شد وى با امير « احساء » مكاتبات سرّى دارد، ودر صدد خيانت به شيخ مى باشد، ازاين جهت دونفر از جانب شيخ به نامهاى « احمد بن راشد » و « إبراهيم بن زيد» اعزام شدند كه امير عيينه را ترور كنند. هردو نفر پس از ورود به منطقه او را درحال خواندن نماز جمعه ترور كردند، واين مطلبى است كه هم اكنون سعوديها به آن اقرار دارند، ودر كتابى كه اخيراً به عنوان « رسائل محمّد بن عبدالوهاب » با نظارت عبدالعزيز بن باز مفتى عربستان سعودى منتشر
[١] أبوعليه :محاضرات في تاريخ الدولة السعودية الاُولى، ص١٣ـ١٤.
[٢] فيليب حتي: تاريخ العرب، ج٢،ص٩٢٦.