فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٩ - مسأله تجسيم يا نخستين نقطه لغزش ابن تيميه
اونه تنها در«رساله حمويه» براين عقيده پافشارى ميكند بلكه در« رساله واسطيه» [١] نيز براين تأكيد مينمايد، ومطالعه اين دورساله كه درضمن مجموعه اى به نام « مجموعة الرسائل الكبرى » چاپ شده اند هرانسان آشنا به زبان عربى را، مطمئن مى سازد كه و ى از گروه «مجسمه » بوده وبراى خدا جهت قائل بوده است .
وى درنوشته سوم خود از جمله هايى كه متكلمان درتوصيف خدا به كار مى برند مانند اين كه (خدا جوهر وجسم نيست ومكان ندارد )، انتقاد ميكند و ميگويد : ظاهر اين جمله ها تنزيه خدااست ولى درباطن هدف، نفى بودن خدا دربالاى آسمانها است واينكه او روى عرش خود مستقراست[٢].
دراين سه مورد، صراحت گفتار او به اندازه اى است كه پس از نشر «رساله حمويه» او را به محكمه شرع احضار كردند ولى او مقاومت كرد وحاضر نشد، سرانجام قاضى مجبور شد كه درشهر اعلام كند : «مطالب رساله حمويه بى اساس است ».
البته اوبسان برخى ازنويسندگان تردست، دربرخى از كتابهاى خود، جمله هاى دو پهلويى آورده كه انگيزه آن خدعه وفريب است .
چگونه مى توان او را ازاعتقاد به تجسيم تنزيه كرد درحالى كه او بالاى منبر ، براى خدا حركتى مانند حركت يك انسان ، ثابت ميكند ! توجه كنيد :
ابن بطوطه جهانگرد معروف در رحله «سفرنامه» خود مى نويسد : من در دمشق بودم ويكى از بزرگان فقيهان حنابله به نام تقى الدين ابن تيميه در موضوعات مختلف سخن مى گفت ولى در عقل وخرد او كاستى بود واهل دمشق
[١] العقيدة الواسطية ـ رساله نهم از «الرسائل الكبرى /٤٠٠».
[٢] مجموعة الرسائل والمسائل ١/٢٠٣.