فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٧ - مسأله تجسيم يا نخستين نقطه لغزش ابن تيميه
آيه اى خدا را چنين توصيف ميكند(الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى) (ومفاد ظاهرى آيه، اين است كه خدا بر عرش خود جلوس كرده است)
وروايتى مى گويد: قلوب فرزندان آدم،ميان دوانگشت از انگشتان خداست.
وحديث ديگر مى گويد : خدا قدم خود رابه دوزخ مى نهد ودوزخ از طغيان باز ميايستد.
اين آيات وروايات را چگونه بايد تفسير كرد ؟!
ازاينكه، طرف سئوال،كلى بوده وازائمه دين سئوال شده است ميتوان گفت،پرسش به صورت نامه سرگشاده بوده كه همه كس مى توانست خود را طرف خطاب انگارد، وبه آن پاسخ دهد.
اكنون، ببينيم كه «شيخ الاسلام » قرن هشتم، به اين پرسشها چگونه پاسخ گفته است ! وى درآن رساله مى نويسد :
كتاب خدا از آغاز تا پايان وهمچنين سخنان ياران پيامبر، وتابعان، وپيشوايانى كه پس ازاو آمده اند همگى صريح ويا ظاهر دراين است كه خدا فوق همه چيز، وبرروى همه چيز، وبالاى آسمان هااست، به گواه اينكه خدا مى گويد :(إلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّب ُ)«سخن پاكيزه به سوى او بالا ميرود ».
ودرباره مسيح مى گويد: (إِنِّي مُتَوَّفيكَ وَ رافِعُكَ إِلَيَّ)«من تورا مى گيرم وبه سوى خود بالا مى برم »، ودرمقام تهديد بدكاران مى فرمايد:(ءَأمِنْتُمْ مَنْ فِي السَّماءِ أنْ يُرْسِلَ عَلَيْكُمْ حَاصِبَاً)«آيا از عذاب آنكه درآسمان است مطمئن هستنيد كه براى شما طوفان شن نميفرستد؟» ونيز خدا درشش مورد ميفرمايد:(ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ)« برعرش خود مستقر گرديد »ودريك مورد مى گويد : (الرَّحْمنُ عَلَى الْعَرْشِ اسْتَوى)«رحمان برعرش خود قرار گرفت»، وفرعون به هامان ميگويد :(يَا