فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٨٣ - توسّل به حق پيامبر و انبياى پيشين
اكنون نيز بر اين كار قيام كن وبيماران درمان ناپذيرما را علاج كن.
اگر چنين درخواستى درحال ممات ، شرك آميز باشد، بايد درحال حيات نيز چنين باشد ، واگر تصور شود كه او در حال حيات قادر بوده نه درحال ممات ، برفرض تسليم آن ، نتيجه اين مى شود كه در خواست در حال ممات لغو وبى اثر باشد ، نه شرك وحرام .
خلاصه پيامبران وصالحان هرگاه درحال ممات داراى چنين قدرتهائى باشند، عمل درخواست كنندگان عمل عاقلانه بوده و درشرائط خاصى به هدف استجابت مى رسد، واگر فاقد چنين قوه وقدرت باشند ، نبايد درخواست كننده رامشرك خواند بلكه بايد اورا ارشاد كرد كه كار تو، بى نتيجه است . وحضرت مسيح درحال ممات چنين قدرتى را ندارد.
دراينجا نكته ديگرى را ياد آور مى شويم : ميان مشركان ومسلمانان ازنظر درخواست بهبودى بيمارا ن از بتان وپيامبران فرق روشنى است .
مشركان به آلهه خود از ديده خدائى مى نگريستند، وآنانرا صاحبان قدرت مسقل مى دانستند، و مى گفتند كه خدا تدبير همه يا برخى از امور را به دست آنان سپرده است وخود از صحنه تدبير كنار رفته است ، وازاين جهت ، آنان را پرستش نموده وبا همين درخواست نيز آنان را پرستش مى كردند.
درحالى كه مسلمانان ، انبيا واوليا را بندگان صالح فقير و نيازمند به خدا مى دانند، كه اگر كارى انجام دهند ، به قدرت كسبى و اذن پروردگار جهان خواهد بود ، وبه ديگر سخن عمل آنان درحال حيات وممات ، عمل كسانى خواهد بود كه در اطراف سليمان گرد آمده بودند . وقتى سليمان گفت:كداميك از شما مى تواند تخت بلقيس را پيش از آمدن او ازيمن به فلسطين بياورد . يكى از ياران سليمان