فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٤٩ - خليفه دوم و توسل به عباس عموى پيامبر
راوى مى گويد: وقتى باران آمد ، مردم به سراغ عباس رفتند وبراى تبرك دست به سرو صورت او مى كشيدند ومى گفتند :گوارا باد بر تو اى سيراب كننده حرمين !
بنا براين ، در خواست كننده باران خود خليفه بوده ، چنانكه حسان گفت : «سأل الإمام»كه مقصود خود خليفه است[١] .
روشن تر از آن اينكه عمر خود گفت : « هذا واللّه الوسيلة» يعنى شخص عباس«وسيله » ما است وبه خاطر بزرگوارى وفضيلت عباس ،مردم به او تبرك مى جستند.
هـ ـ قسطلانى مى نويسد : وقتى عمر به فكر استسقا افتاد ، رو به مردم كرد و گفت :پيامبر گرامى براى عباس همان مقام ومنزلتى قائل بود كه پسر براى پدر قائل است . پس به پيامبر اقتدا كنيد واو را وسيله خود قرار دهيد[٢].
از مجموع اين عبارا ت به روشنى استفاده مى شود كه همراه ساختن عباس در موقع استسقا ، تنها براى اين بود كه خليفه در دعاى خود به شخص ومقام ومنزلت اومتوسل شده وازاين طريق باران بگيرد.
البته همگى مى دانيم استسقا به دو صورت انجام مى گيرد كه كاملترين آن ، گزاردن دو ركعت نماز است [٣].
گاه نيز تنها دعا مى كنند وباران مى خواهند . هرگاه در اين استسقا نمازى برگزار شده است ، امام جماعت خود خليفه بوده واو بود كه در دعاى خود عباس راوسيله قرار داد وگفت :
«أللّهمَّ كنّا نتوسَّل إليك بنبيّنا فتسقينا وإناّ نتوسّل إليك بعمِّ نبيّنا فاسقنا »
[١] جزرى ، اُسد الغابة ، ٣/١١ـ چاپ مصر .
[٢] قسطلانى ، ابن حجر، ارشاد السارى، ٢/٤٩٧.
[٣] بخارى ، صحيح ، ٢/٣١ ـ ابواب استسقاء.