فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٤٨ - خليفه دوم و توسل به عباس عموى پيامبر
مى سازد . اينك قرائنى كه اين مطلب را روشن مى سازد:
الف ـ دعا ، وظيفه اما م وخليفه است و خليفه براى استجابت دعاى خود ، عباس را وسيله قرار داد، نه اينكه خود خليفه وديگران سكوت كردند واز عباس درخواست دعا كردند بلكه پيشواى جمعيت خود خليفه بود واو دعاى استسقا واحيانا نماز استسقا خواند وعموى پيامبر را شفيع خود ساخت .
بخارى در صحيح خود ، بابى را منعقد كرده است به نام «إذا استشفعوا إلى الإمام ، يستسقي لهم لم يردّهم» [١] سخنانى كه ديگران در اين مورد از خليفه نقل كرده اند ، همگى حاكى از آن است كه استسقا كننده خود خليفه بوده وعباس وسيله اى بيش نبوده است .
ب ـ ابن اثير مى نويسد : عمر بن خطاب ، به وسيله عباس در سال «رماده» باران طلبيد . خدا نيز باران فرستاد عمر در باره عباس چنين گفت :«هذا واللّه الوسيلة إلى اللّه والمكان منه» «به خدا سوگند اين ـ اشاره به عباس ـ وسيله ما به سوى خداست واين مقام ومنزلت عباس را مى رساند»
ج ـ وقتى باران باريد، حسان بن ثابت در باره حادثه شعرى گفت كه دو بيت آن رامى نگاريم:
سأل الإمام وقد تتابع جدبنا فسقي الغمـام بغرّة العباس
عمّ النبي وصنو والده الذي ورث النبي بذاك دون النّاس
«خليفه از خدا در خواستى كرد در حالى كه خشكسالى ما پياپى بود . ابر به نورانيت عباس ما را سيراب كرد. او عموى پيامبر وبرادر پدرش است كه وارث پيامبر است» .
[١] بخارى، صحيح ، ٢/٢٩.