فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٣٥ - توسّل نابينا به شخص پيامبر
ومى گويد:ابو جعفر خطمى همان عمير بن يزيد است كه ثقه است .
بنا براين، در صحت سند حديث، شك وترديد، روا نيست . وهابيان با احاديثى كه ازنظر صحت به پايه اين نوع احاديث نمى رسند، استدلال مى كنند . چگونه مى شود احاديثى كه مؤلفان سه صحيح آن را نقل كرده اند واحمد نيز درمسند وطبرانى نيز در معجم آن را نقل كرده اند، قابل استناد نباشد؟
اكنون بايد بحث را به مرحله دوم كشيد:
بيان دلالت حديث
دقت درمجموع حديث، دومسأله رامسلم مى كند وهيچ انسان باانصافى نميتواند آنرا انكار كند:
الف ـ آن مرد نابينا از پيامبر دعا خواست وباز تأكيد مى كنيم كه آن مرد نابينا به دعاى پيامبر توسل جست به گواه اينكه گفت « ادع اللّه أن يعافينى »
ب ـ پيامبر به اين مر د بيمار آموخت كه در دعايى كه مى كند به ذات پيامبر متوسل شود وازخدا به وسيله او سئوال كند، واز طريق او به خدا توجه پيدا كند، چنانكه مى گويد: بگو :
«اللهّم إنّى أسألك وأتوجّه إليك بنبيّك» ولفظ «بنبيك» به هر دو فعل توجه دارد.تو گويى چنين مى گويد:« أسالك بنبيّك وأتوجّه إليك بنبيّك» وآنچه را كه واسطه قرار مى دهد، ذات پيغمبر وشخص اوست يعنى خدا را به مقام وموقعيت او قسم مى دهد كه حاجت اورا برآورده سازد.
براى اينكه روشن شود، در دعائى كه پيامبر به اين مرد تعليم كرده است ; توسل، به شخص پيامبر ومقام وموقعيت اوست،( ودر گذشته گفتيم توسل به ذات