فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١١٤ - هر چيزى كه در اسلام اصلى دارد، بدعت نيست
«فولكلور» (فرهنگ مردم ) را ازبدعت اصطلاحى بيرون شمرد وبايد گفت در صورتى كه با اصول كلى اسلام مخالف نباشد،اسلام،دست مردم را دراين امور باز گذاشته است.امروز شناخت فرهنگ مردمى،براى خود رشته خاصى به شمار مى رود وكلاس واستاد وكتابخانه وموزه هاى مخصوص دارد واحياى اين نوع سنن ويا ادامه آنها،خواه درزمان پيامبر، نمونه اى از آن بوده ويا نبوده باشد،درصورتى كه مخالف قوانين كلى نباشد; بى اشكال است .
امروز همه ملتها بازيهاى فوتبال،واليبال،بسكتبال وديگر ورزشها وسرگرميها را از ملل غربى اقتباس كرده اند.نميتوان اين ورزشها را به عنوان بدعت تحريم كرد. بلكه حكم به تحريم،خود بدعتى است كه اسلام از آن بى خبر است.آرى احياى رقصهاى سنتى مبتذل به گونه اى كه زنان ومردان نامحرم در آن در هم بپيچند، حرام است.اما آن هم نه بخاطر بدعت بلكه حرمت آنها ذاتى است ومقدم بر حرمت پندارى آن از نظر بدعت است .
حتى ابن تيميه كه بيش ازهمه كلمه بدعت را تكرار مى كند،درباره عادات محلى مى گويد:اصل و قاعده كلى اين است كه آنها را حلال بدانيم،مگر اينكه خدا آنها را تحريم كند[١].
٣ـ نو آورى كه در دين اصل وريشه اى نداشته باشد
كارهايى كه به عنوان دين صورت مى گيرد،بر سه نوع است:
الف ـ كارى كه اسلام همه خصوصيات آن را از اصل و فرع،ازماده وصورت از واقعيت وشكل بيان كرده و دربست در انحصار خود قرار داده است،مانند نماز و
[١] المجموع من فتاوى ابن تيميه ، ج٤، ص٩٦