ترجمۀ صلاة الجمعة - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ١٨٤ - اصل استصحاب
پس من از او پرسِیدم که اِین بِیان را از چه کسِی نقل مِیکند؟ او گفت: از مولاِیمان حضرت أباعبدالله امام جعفر صادق علِیهالسّلام.»
اِین بود مفادّ اِین رواِیت.
همانطور که مشاهده شد اِین رواِیت بر وجوب نماز جمعه بر همگان دلالت مِینماِید و نسبت به شرکت اِین افراد [زن و عبد و مسافر] فقط رخصت داده شده است، امّا بعد از حضور آنان و تحقّق سعِی، نماز جمعه بر آنان واجب خواهد بود.
و اِین رواِیت هِیچ دلالتِی بر اِینکه اصل در روز جمعه نماز ظهر باشد ندارد؛ بلکه مِیتوان گفت که سِیاق اِین رواِیات اشاره دارد که اصل در روز جمعه وجوب نماز جمعه مِیباشد؛ کمالاِیخفِی.[١]
ثانِیاً: همانا تو از مباحث گذشته اِین مطلب را درِیافتِی که ظهور دلالت رواِیات ـبلکه صراحت آنـ بر وجوب نماز جمعه بر همۀ افراد و در تمام زمانها مِیباشد و هِیچکس به ترک آن معذور نبوده مگر افراد معدودِی.
حال چگونه اِین اصل مِیتواند با اِین نحوه از دلالت رواِیات مقابله نماِید درحالِیکه اصل در جاِیِی حاکم است که دلِیل وجود نداشته باشد؟![٢]
ثالثاً: ِیکِی از ارکان استصحاب، اتّصال زمان ِیقِین به زمان شک مِیباشد؛ فلذا اگر فاصلِی بِین اِین دو واقع شود آنگونه که در علم اصول بِیان شده است، دِیگر مجالِی براِی جرِیان استصحاب وجود نخواهد داشت و با توجّه به ِیقِین سابق به وجوب چهار رکعت در ابتداِی امر و رفع ِیقِینِیِ اِین وجوب در برههاِی از زمان بهواسطۀ وجوب نماز جمعه، پس دِیگر سراِیت دادن اِین حکم به عصر غِیبت با
[١]. پوشِیده نِیست که نماز ظهر در ابتداِی زمان رسالت چهار رکعت بوده و اِین رواِیت صرفاً بر تشرِیع نماز جمعه در روز جمعه دلالت داشته و ارتباطِی با تقدّم و تأخّر در تکلِیف ندارد. بنابراِین خصم از اِین جهت مجال براِی اشکال خواهد داشت. (منه عفِی عن جرائمه)
[٢]. شکِّی نِیست که اِین دلِیل در اِین مقام، حاکم خواهد بود و هِیچ امرِی و اصلِی قادر بر مقابله با آن نبوده و باِید از آن تبعِیّت نمود. (منه عفِی عن جرائمه)