ترجمۀ صلاة الجمعة - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ١٨٣ - اصل استصحاب
«حفص بن غِیاث مِیگوِید: شنِیدم که بعضِی از موالِیان حضرات ائمّۀ معصومِین علِیهمالسّلام از ابنابِیلِیلِی[١] سؤال نمود که: آِیا نماز جمعه بر زن و برده و مسافر واجب مِیباشد؟
او در جواب گفت: نماز جمعه بر هِیچ ِیک از آنان و بر کسِی که خائف است واجب نمِیباشد. پس آن شخص به او گفت: اگر ِیکِی از اِین افراد در نماز جمعه حاضر شود و آن را با امام اقامه نماِید، آِیا اِین نماز مجزِی از نماز ظهر آن روزش خواهد بود؟ گفت: بله! کفاِیت مِیکند.
آن شخص پرسِید: چگونه نمازِی که خداوند بر او واجب ننموده، مجزِی از نمازِی است که خدا بر او واجب نموده است؟! درحالِیکه تو قائل به عدم وجوب نماز جمعه بر اِینان بوده و کسِی که نماز جمعه بر او واجب نباشد باِید نماز ظهر را چهار رکعت بخواند!
و لازمۀ کلام تو اِین است که خداوند بر او چهار رکعت را واجب نموده باشد؛ پس چگونه دو رکعت مِیتواند مجزِی از چهار رکعت باشد؟! علاوه بر آن اِیراد دِیگرِی که بر کلام تو لازم مِیآِید اِینست که: کسِی که ورود پِیدا کند در امرِی که خداوند بر او واجب نکرده است اِین عمل مجزِی از آنچه که خداوند بر او واجب نموده است نخواهد بود.
در اِین هنگام ابنابِیلِیلِی در جواب سؤال اِین شخص فرو ماند و قادر به پاسخگوِیِی نبود. در اِینجا ابنابِیلِیلِی از آن موالِی خواست که اِین مسئله را توضِیح دهد و آن شخص از جواب دادن به او امتناع نمود.
حفص مِیگوِید: من از او خواستم که جواب اِین مسئله را براِیم بِیان نماِید،
او گفت: خداوند عزّوجلّ نماز جمعه را بر همۀ مردان و زنان مؤمن واجب گردانِید و نسبت به اِین افراد ـزن، عبد، مسافرـ رخصت و اجازه فرمود که در نماز جمعه شرکت ننماِیند، فلذا اگر آنان در نماز جمعه حاضر شوند آن رخصت ساقط شده و وجوب نماز جمعه بر آنان متعِیّن مِیگردد؛ بنابراِین نماز جمعه از نماز ظهر آنان مجزِی خواهد بود.
[١]. ابنابِیلِیلِی از علماِی اهلتسنّن در عصر حضرت امام جعفر صادق علِیهالسّلام بوده است. (محقّق)