ترجمۀ صلاة الجمعة - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ١١٦ - پاسخ اِین اشکال
«اِی قافلۀ مرغان قطا! آِیا کسِی از شما هست که بالهاِی خود را به من عارِیت دهد تا به سوِی مکسِی که دوستش دارم پرواز کنم؟»
مغاِیر با استعمال حقِیقِی نبوده و اِین استعمال احتِیاج به مئونۀ زائدهاِی ندارد. و اِین محکمترِین دلِیل بر اِین مدّعا است که خصوصِیّت تفهِیم خارجِی و همِینطور ساِیر دواعِی، کوچکترِین دخالتِی در معنا و موضوعٌله لفظ ندارد.
پس اگر خطابکننده، شخص غائب ِیا معدومِی را به انگِیزۀ تفهِیم در ظرف وجود و اطّلاع مورد خطاب قرار دهد، خطاب او مجازِی نخواهد بود.
پس هنگامِی که ادوات خطاب براِی خطاب انشائِی وضع شده باشند، حال افراد موجود در زمان غِیبت با حال حاضرِین در مدِینه در زمان حضور؛ بلکه با حال حاضرِین در مجلس تخاطب از نقطۀ نظر شمول خطاب بر هرِیک از آنان ِیکسان است.
و اگر پذِیرفته شود که وضع ادواتِ خطاب براِی خصوص مشافهِین مِیباشد، [در پاسخ] خواهِیم گفت:
شکِّی در اِین نِیست که خطابات قرآنِی اختصاص به افراد حاضر در مجلس وحِی ـکه در مسجد ِیا غِیر آن هستندـ ندارد، و اِین قرِینهاِی خواهد بود بر اِینکه استعمال ادوات در خطابات قرآنِیّه مجازِی بوده تا شامل دِیگر افراد نِیز بوده باشد، و ادّعاِی استعمال مجازِی آنها در خصوص افراد موجود در زمان حضور بهنحوِیکه شامل بقِیّۀ افراد نشود، ادّعاِیِی بِیدلِیل است.
تمام اِین مطالب با اِین فرض است که تخاطب از جانب خداوند متعال با افراد حاضر و مشافهِین، با زبان رسول خدا صلِّی الله علِیه و آله و سلّم صورت پذِیرفته باشد، بهنحوِیکه اِیشان صرفاً واسطۀ در حکاِیت باشد.
امّا بنابر قول حق که خطاب پروردگار بر قلب مبارک حضرت وارد شده و سپس اِیشان به تدرِیج آن را بِیان کردند، شکِّی باقِی نمِیماند که مخاطبِی در حقِیقت هنگام وحِی وجود ندارد تا در شمول آن خطاب بر حاضرِین و معدومِین نزاع