ترجمۀ صلاة الجمعة - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ١٠٦ - مراد از ندا إعلان توسّط کسِی است که اهلِیّت آن را داشته باشد (ت)
[١]* صاحب آن است؟ آِیا سلمان و عمّار و ابوذر و مقداد مسئولند ِیا دِیگر افراد از مسلمِین و اصحاب؟
و اگر ما قائل به وجوب قِیام در برابر حکومت جائر و مقاتله با آن در هر وقت ممکن و هر لحظه و فرصتِی شوِیم، پس اوّلِین کسِی که اِین وظِیفه را ترک نموده و به اِین واجب عمل ننموده ـنعوذباللهـ امِیرالمؤمنِین علِیهالسّلام است؛ چراکه به صِرف بِیان حقِیقت و نصِیحت اکتفا نمود و در برابر غاصبِین خلافت به هِیچ اقدام شدِیدِی مانند جنگ و جهاد و زدن و حمله و امثال اِینها دست نزد.
حتِّی اِیشان اصحاب خود را از اِینکه اقدامِی بِیش از بِیان حق و ارشاد مردم با کلام انجام دهند نهِی فرمودند، و کسِی که کمترِین بهرهاِی از عقل را دارا باشد نمِیتواند تصوّر کند که امِیرالمؤمنِین در أداِی وظِیفۀ خوِیش کوتاهِی کرده باشد؛ چراکه آن حضرت، امامالمؤمنِین و ِیعسوبالدِّین و قائدالغرّالمحجّلِین و اُسوةالعارفِین بوده و او کسِی است که اقتداکنندۀ به او نجات ِیافته و تخلّفکنندۀ از او هلاک مِیشود.
و همچنِین توهّم اِین مسئله نسبت به حضرت امام مجتبِی علِیهالسّلام نِیز وارد بوده؛ چراکه اِیشان نِیز در مواجهه با دشمن، اصحاب خود را به صبر و استقامت و عدم قِیام و اقدام در مقابل معاوِیه ملعون طغِیانگر امر کردند.
و مسئله نسبت به برادر اِیشان حضرت امام حسِین علِیهالسّلام نِیز همِینگونه بوده است که ده سال با اِین طغِیانگر روزگار را گذراندند و هِیچ اقدام عملِی نکردند.
و همچنِین ساِیر ائمّه ـحتِّی در زمان غِیبتـ نه تنها ابداً قِیام به اِین فرِیضه نکردند؛ بلکه آنچه که صرِیح رواِیات به آن گواهِی مِیدهند، نهِی بلِیغ و ردّ شدِید اِیشان نسبت به اقدام در مقابل خلفاِی جور، و امر به تقِیّه و اظهار تأسّف و ناراحتِی شدِید هنگام مشاهدۀ تخلّف از تقِیّه توسّط ِیکِی از اصحاب مثل هشام بن حکم٢ و معلِّی بن خُنِیس٣ مِیباشد.
تمام اِین مسائل به روشنِی و وضوح دلالت بر عدم رضاِیت حضرات ائمّۀ اطهار علِیهمالسّلام نسبت به قِیام در اِین ظروف و شراِیط مِیکند. حتِّی بعضِی از حضرات ائمّۀ معصومِین علِیهمالسّلام در رواِیات وارده تصرِیح نمودهاند که قِیام علِیه حکومت جور موجب شدّت حزن و اندوه و آلام و ناراحتِی و کراهت ما مِیشود.٤
بنابراِین قطعاً همانگونه که تمرّد و نافرمانِی در برابر امر امام علِیهالسّلام به جنگ و قتال با فاسقِین حرام است؛ ـهمانند امر امِیرالمؤمنِین و امام حسن و امام حسِین علِیهمالسّلام بر جهادـ همچنِین تمرّد و مخالفت هنگام نهِی امام علِیهالسّلام نِیز قطعاً حرام است؛ مانند قضِیّۀ صلح امام حسن علِیهالسّلام با معاوِیه لعنه الله تعالِی، و همچنِین قضِیّۀ امِیرالمؤمنِین علِیهالسّلام در اثناِی جنگ با معاوِیه که وقتِی بهواسطۀ فکر شِیاطِین و خدعههاِی فاسقِین، بعضِی از اصحابِ حضرت فرِیب خورده و به وِی فشار آوردند که دست از جنگ بکشد، حضرت به مالک امر کرد که دست از جنگ بکشد و لشکر برگردد.
و آنچه که از بعضِی از أعلام نقل شده ـکه اِین رواِیات دلالت مِیکند بر نهِی از جانب حضرات ائمّه علِیهمالسّلام از قِیام درصورتِیکه إعلان بر قِیام از جانب اهلسنّت بوده و ِیا راِیات و پرچمها به اسم راِیت حضرت مهدِی منتظر عجَّل الله تعالِی فرجه افراشته شود و دلالت نمِیکند بر حرمت قِیام در موارد *