ترجمۀ صلاة الجمعة - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ٤٠ - بررسِی دو جهت سِیاسِی و اخلاقِی در نماز جمعه
بار خداِیا! بر محمّد و آل محمّد درود فرست؛ زِیرا تو در همۀ افعال و کردارت ستوده شده و بزرگوارى و داراى احسان و نِیکى بسِیارى، درودى مانند رحمتها و نِیکِیها و درودهاى تو به برگزِیدگانت ابراهِیم و آل ابراهِیم و فرَج و فرح و سرور و نصرت و قدرت دادن و ِیارِی اِیشان را تعجِیل فرما.
بار خداِیا! مرا از اهل توحِید و اِیمان به تو و از تصدِیق کنندگان رسولت و ائمّهاِی که اطاعتشان را واجب نمودِی آنان که اِین امور توسط آنان و به دستشان انجام مِیگِیرد، قرار ده.دعاِیم اجابت بفرما اِی پروردگار جهانِیان!»
و به همِین معناِی بلند و رفِیع و درجۀ عالِی در توحِید و عرفان، صاحب ولاِیت کلِّیّۀ الهِیّه حضرت مولِی الموحّدِین امِیرالمؤمنِین علِیهالسّلام اشاره نموده و عرضه مِیدارد:
سبحانَک أِیُّ عِینٍ تقوم نُصبَ بهاءِ نورک و ترقى إلى نور ضِیاء قدرتک و أِیُّ فهم ِیفهَم ما دون ذلک إلّا أبصارٌ کشَفتَ عنها الأغطَِیةَ و هتَکتَ عنها الحُجُبَ العمِیّةَ فَرَقَتْ أرواحُها إلى أطرافِ أجنحةِ الأرواح فناجَوک فِی أرکانِک و ألحّوا بِینَ أنوارِ بهائِک و نظَروا من مرتقى التّربة إلى مستوى کبرِیائک فسمّاهم أهلُ الملکوت زوّارًا و دعاهم أهلُ الجبروت عُمّارًا.[١]
«پاک، پاکِیزه، مقدّس و منزّه مِی باشى تو بار پروردگارا! کدام چشمى است که بتواند باِیستد و پاِیدار باشد در مقابل بهاء و حُسن و ظرافت نور تو و بالا برود به سوى تابش إشراق قدرت تو؟! و کدام فهمى است که بفهمد جلوتر از آن را؟! مگر چشمهاِیى که تو از روى آنها پرده برانداختى و از آنها حجابهاى جهالت و غواِیت و کبر و ضلالت را پاره نمودى!
بنابراِین بالا رفت جانهاِیشان به سوى بالها و جناحهاى ارواح قُدس؛ پس تکلّم کردند با تو در پنهانى و مناجات کردند در ارکان و اسماء کلِّیّهات (که بدانها عوالم را اِیجاد فرمودى) و داخل شدند در مِیان انوار بهاء جمال و جلالت و نگرِیستند از نردبان خاک و محلّ ارتقاء تربت پاک به سوى مکان
[١]. بحار الأنوار، ج ٢٥، ص ٣٠.