ترجمۀ صلاة الجمعة - حسینی طهرانی، سید محمد محسن - الصفحة ١٩٥ - وجه دوّم و اشکال آن
که از طبِیعت آن ـکه قابل انعقاد در هر موضعِی هستـ دور باشد، نه اِینکه از ِیک نماز جمعۀ خاص فاصله داشته باشد.
الاّ اِینکه بر اِین تقرِیب اشکالِی وارد مِیشود که مثلاً قبل از تشکِیل نماز جمعه در مسجد جامع شهر که براِی اقامۀ آن مهِیّا شده است، امکان انعقاد آن در هر نقطهاِی از شهر وجود خواهد داشت؛ زِیرا وصف «امکان» تا قبل از انعقاد تحقّق داشته و به مجرّد انعقاد، امکان معناِیِی نخواهد داشت؛ فلذا اگر تصمِیم بر انعقاد نماز جمعه در محلِّی وجود داشت امکان انعقاد آن در محلِّی دِیگر محفوظ است.
بنابراِین اگر فرض کنِیم وسعت شهرِی مثلاً دو فرسخ مربّع[١] بوده و قرار بر برگزارِی نماز جمعه در وسط شهر باشد، لازمۀ چنِین فرضِی وجوب آن بر فرض انعقاد بر کسِی است که از آن سه فرسخ فاصله داشته باشد؛ زِیرا فرض بر اِین است که اقامۀ نماز جمعه در طرف دِیگر شهر تا ِیک فرسخِی ممکن است؛ پس هر کسِی که بر او صدق کند که فاصلۀ او ـاز نماز جمعهاِی که امکان انعقاد آن در اِین مکان فرض شدهـ دو فرسخ است، بر او صدق مِیکند که از نماز جمعۀ منعقده در وسط شهر سه فرسخ فاصله دارد؛ درحالِیکه ضرورِی و بدِیهِی است که سعِی فقط بر کسِی واجب است که کمتر از دو فرسخ فاصله داشته باشد نه سه فرسخ.
پس فرض دوّم اولِی و اظهر است و آن سقوط نماز جمعه از کسِی است که از مکانِی که اگر بنا بر برگزارِی نماز جمعه باشد قطعاً در آن مکان منعقد مِیگردد دور باشد.
بنابراِین کسِی که از محلّ مقرّر شده براِی اقامۀ نماز جمعه دو فرسخ فاصله داشته باشد اگر شراِیط اقامۀ نماز جمعه در همان محلّ سکونتش وجود داشته باشد و بنا را بر اقامۀ نماز در آنجا بگذارد، محلّ اقامۀ نماز جمعۀ او همان محسوب مِیگردد و دو فرسخ فاصله داشتن با محلّ اقامۀ نماز جمعۀ دِیگر در مورد او صدق
[١]. بلکه چهار فرسخ. (منه عفِی عنه)