منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة - هاشمى خويى، ميرزا حبيب الله - الصفحة ٧٠ - الترجمة
وصيّت ميكنم شما را اى بندگان خدا بتقوى و پرهيزكارى از خدا چنان پرهيزكارى كه آن است توشه راه آخرت و با او است رجوع بحضرت ربّ العزّة، چنان توشه كه رساننده است بمقصود، و رجوعى كه ادراك كننده است مطلوب را دعوت نمود بسوى آن تقوى شنوانندهترين دعوت كنندگان، و حفظ نمود و نگاه داشت آنرا بهترين نگاه دارندگان، پس شنوانيد دعوت كننده آن، و فايز شد نگاه دارنده آن.
اى بندگان خدا بدرستى كه تقوى و پرهيزكارى از خداى تعالى حفظ نمود دوستان خدا را از محرّمات آن، و لازم گردانيد قلبهاى ايشان را ترس او را تا اين كه بيدار گردانيد آن ترس شبهاى ايشان را بجهة عبادت، و تشنه ساخت روزهاى گرم ايشان را بجهة روزها و كثرت طاعت، پس فرا گرفتند استراحت آخرت را بعوض چند روزها زحمت، و سيرابى را بعوض تشنگى، و نزديك شمردند مدّت عمر را، پس مبادرت نمودند بسوى أعمال صالحه، و تكذيب نمودند آرزوهاى باطله را، پس ملاحظه كردند مرگ را.
پس بدرستى كه دنيا دار فنا و مشقّت و تغيّر و عبرت است، پس از جمله فناء دنيا اين است كه روزگار بزه كرده كمان خود را، خطا نمىكند تيرهاى او، و دوا كرده نمىشود زخمهاى او، مىاندازد زنده را بمرگ، و تندرست را به بيمارى، و رستگار را بهلاكت و گرفتارى، خورندهايست كه سير نمىشود، و آشامندهايست كه سيراب نمىباشد، و از جمله مشقّتهاى دنيا اين است كه بدرستى كه مرد جمع ميكند چيزى را كه نمىخورد، و بنا ميكند چيزى را كه ساكن نمىشود، پس بيرون مىرود بسوى خدا در حالتى كه نه مالى باشد كه برداشته باشد، و نه بنائى باشد كه نقل نمايد.
و از جمله تغيّرات دنيا اين است كه تو مىبينى فقير عاجزيكه خلايق بحال او رحم مىنمايند غبطه برده شده بجهة ثروت و مال، و كسى كه بحال او غبطه مىنمايند رحم شده بجهة فقر وفاقه يعنى در اندك زمانى پريشاني فقير برفاه حال مبدّل مىشود و رفاه حال غني بفقر