منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة - هاشمى خويى، ميرزا حبيب الله - الصفحة ٣٠٣ - الفصل الاول
مركبها فرا مىگرفتند او را مردان از مردان بنوبة بجهة برداشتن بر دوشها، و نگه داشتن با دستها، آيا نديديد كساني را كه آرزوى دور و دراز مىكردند، و قصرهاى محكم مىساختند، و جمع مىنمودند مالهاى بسيار را گرديد خانهاى ايشان قبرها و آنچه كه جمع مىنمودند نيست و نابود، و گشت مالهاى ايشان مال وارثان، و زنان ايشان أز براى ديگران، نه در ثواب قدرت زياده دارند، و نه از گناه قدرت استرضا و معذرت.
پس كسى كه شعار قلب خود نمود تقوى و پرهيزكارى را ظاهر شد پيش قدمى او، و فائز شد بعمل خود، پس اهتمام كنيد اهتمامى كه لايق آن تقوى باشد، و عمل نمائيد بجهت بهشت عملى كه به آنجا برساند، پس بدرستى كه دنياى غدّار خلق نشده است از براى شما سراى اقامت و قرار، و جز اين نيست خلق شده است براى شما راه گذرگاه تا توشه برداريد از آن عملهاى شايسته را كه برساند شما را بسوى سراى قرار، پس باشيد از آن بر شتاب، و نزديك گردانيد پشتهاى مركب را از براى رحلت و مفارقت نمودن از اين دنياى فانى و بىوفا.
و من خطبة له ٧ و هى المأة و الثالثة و الثلاثون من المختار في باب الخطب
و شرحها فى فصلين:
الفصل الاول
و انقادت له الدّنيا و الآخرة بأزمّتها، و قذفت إليه السّموات و الأرضون مقاليدها، و سجدت له بالغدوّ و الآصال الأشجار النّاضرة، و قدحت له من قضبانها النيران المضيئة، و آتت أكلها بكلماته الثّمار اليانعة.