منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة - هاشمى خويى، ميرزا حبيب الله - الصفحة ٢٢٨ - و من خطبة له
أى برادر كلب نيست آن چه كه خبر دادم من از آن علم غيب، و جز از اين نيست كه آن آموختنى است از صاحب علم يعنى حضرت رسالتمآب ٦، و غير از اين است كه علم غيب علم بوقت قيامت است و به آن چه كه خداوند تبارك و تعالى تعداد فرمود آنرا با كلام معجز نظام خود كه فرموده: إنّ اللّه عنده علم السّاعة و ينزّل الغيث و يعلم ما في الأرحام تا آخر آيه، يعنى بدرستى خداوند عالم در نزد اوست علم قيامت، و فرو مىفرستد باران را، و ميداند آن چه كه در رحم مادران است، پس ميداند حق تعالى آنچه كه در رحمها است از مذكّر يا مؤنّث و زشت يا خوب و صاحب سخاوت و بخيل و صاحب شقاوت يا سعادت را، و آن كسى را كه باشد در آتش دوزخ سوزان، و در بهشت عنبر سرشت رفيق پيغمبران، پس اين است علم غيب كه نمىداند او را هيچكس جز خدا و آنچه كه غير از اين است پس علمى است كه تعليم فرموده آنرا خداوند متعال پيغمبر خود، پس تعليم فرمود پيغمبر سلام اللّه عليه بمن آنرا، و دعا كرده در حقّ من باين كه نگه دارد آن علم را سينه من، و ضبط كند آنرا قلب من، و اللّه أعلم بالصّواب.
و من خطبة له ٧ في ذكر المكائيل و الموازين و هى المأة و التاسعة و العشرون من المختار فى باب الخطب
عباد اللّه إنّكم و ما تأملون من هذه الدّنيا أثوياء مؤجّلون، و مدينون مقتضون، أجل منقوص، و عمل محفوظ، فربّ دائب مضيّع، و ربّ كادح خاسر، و قد أصبحتم في زمن لا يزداد الخير فيه إلّا إدبارا، و الشّرّ فيه إلّا إقبالا، و الشّيطان في هلاك النّاس إلّا طمعا، فهذا أوان قويت عدّته، و عمّت مكيدته، و أمكنت فريسته، اضرب