منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة - هاشمى خويى، ميرزا حبيب الله - الصفحة ١٩٤ - و من كلام له
باين خواهش شما مادامى كه أفسانه گويد زمانه، و مادامى كه قصد كند ستاره در آسمان ستاره ديگر را، يعني أبدا اقدام در اين كار نميكنم اگر بودى اين مال كه قسمت ميكنم از من هر آينه رعايت برابرى و مواساة مىنمودم در ميان ايشان، پس چگونه ترك مواساة نمايم و حال آنكه جز اين نيست كه اين مال مال خداست آگاه باشيد و بدانيد كه اعطا نمودن مال در غير حق خود بىاندازه خرج كردن و اسراف است، و آن بىأندازگى بلند ميكند صاحب خود را در دنيا، و پست مىگرداند او را در آخرت، و عزيز مىنمايد او را در نزد خلايق، و خوار ميكند او را در نزد خالق، و نگذارد و مصرف نكرد هيچ كس مال خود را در غير مصرف آن و در غير اهل آن مگر آنكه محروم نمود او را خداى تعالى از تشكر و پاداش دادن ايشان، و باشد بجهة غير او دوستى ايشان، پس اگر بلغزد بأو پاى او روزى از روزها پس محتاج بشود بيارى ايشان پس بدترين صديق باشند و لئيمترين رفيق.
و من كلام له ٧ قاله للخوارج و هو المأة و السابع و العشرون من المختار فى باب الخطب
فإن أبيتم إلّا أن تزعموا أنّي أخطأت و ضللت فلم تضلّلون عامّة أمّة محمّد ٦ بضلالي؟ و تأخذونهم بخطاي؟ و تكفّرونهم بذنوبي؟
سيوفكم على عواتقكم تضعونها مواضع البرء (البراءة خ» و السّقم، و تخلطون من أذنب بمن لم يذنب، و قد علمتم أنّ رسول اللّه ٦ رجم الزّاني المحصن ثمّ صلّى عليه ثمّ ورّثه أهله، و قتل القاتل و ورّث ميراثه أهله، و قطع السّارق، و جلّد الزّاني غير المحصن، ثمّ قسّم عليهما من الفيء، و نكحا المسلمات، فأخذهم رسول اللّه ٦ بذنوبهم،