منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة - هاشمى خويى، ميرزا حبيب الله - الصفحة ١٤٩ - الترجمة
آن ايمانست و باطن آن نفاق و عدوان، و أول آن ترّحم است از شما بايشان و آخر آن ندامت است و خسران. پس اقامت نمائيد بر كار خودتان كه عبارتست از محاربه دشمنان، و ثابت قدم بشويد بر راه خود، و بگزيد بر بالاى جهاد بدندانها، و التفات نكنيد بسوى صدا كننده كه صدا كرد يعنى معاوية اگر جواب داده شود آن صدا كننده بضلالت افكند جواب دهنده خود را، و اگر ترك كرده شود يعنى جوابش را ندهند خوار و ذليل گردد.
و بتحقيق كه شد اين يك كار يعني رضاى شما بحكومت حكمين، و بتحقيق ديدم شما را كه عطا كرديد آنرا و اقدام نموديد بآن بخدا سوگند هر آينه اگر من امتناع مىكردم از آن واجب نمىشد بر من واجبات آن، و بار نمىكرد بر من خداوند گناه آنرا، و بخدا سوگند اگر ميآمدم بسوى آن بدرستى و بتحقيق كه منم محقّ و درستكار كه تبعيت كرده ميشوم، و بدرستى كتاب عزيز خدا با من است كه جدا نشدهام من از آن از زمانى كه مصاحب او شدهام پس بتحقيق كه بوديم با حضرت رسول مختار صلوات اللَّه عليه و آله در حالتى كه كشتن دوران ميكرد در ميان پدران و پسران و برادران و خويشان، پس زياده نمىكرديم ما بر بالاى هر محنت و شدتي مگر ايمان را بخدا و گذشتن بر حق و منقاد شدن بر أمر و صبر كردن بر سوزش جراحتها، و لكن ما غير از اين نيست كه گشتيم مقاتله مىكنيم با برادران اسلامى خود بر آنچه داخل شده است در اسلام از جانب ايشان از لغزش و گمراهى و اشتباه و تأويل باطل، پس زمانى كه طمع كرديم در خصلتى كه جمع كند خداوند متعال بسبب آن خصلت پراكندگي ما را، و تقرب كنيم با يكديگر بجهة آن خصلت بسوى مهربانى و شفقت در ميان ما رغبت مىكنيم در آن خصلت و دست برداريم از غير آن