منهاج البراعة في شرح نهج البلاغة - هاشمى خويى، ميرزا حبيب الله - الصفحة ١٠٨ - الترجمة
و بيت المال و خراج گرفتن زمين را، و حكم نمودن در ميان مسلمانان و نظر كردن در حقهاى طلب كنندگان حقوق را، بعد از آن خارج شوم در طايفه از لشكر كه متابعت نمايم طايفه ديگر را، جنبش نمايم مثل جنبش نمودن تير بىپر در تيردان خالى از تير، و جز اين نيست كه من مثل قطب آسيا هستم كه مىگردد آن آسيا بر من و من در جاى باشم، پس هنگامى كه من جدا شوم از آن متحيّر و سرگردان شود دوران آن، و مضطرب گردد سنگ زيرين آن.
اين كه شما مىگوئيد قسم بخدا بد رأيى است و انديشه كج است، و بخدا سوگند اگر نبود اميدوارى من بشهادت در حين ملاقات دشمن اگر مقدر بشود از براى من ملاقات آن هر آينه نزديك مىگردانيدم شتر سوارى خود را بعد از آن رحلت مىكردم از شما پس طلب نمىكردم شما را أبدا مادامى كه اختلاف دارند باد جنوب و شمال در حالتى كه هستيد طعن نمايندگان مردمان، عيب جويندگان، برگردندگان از راه حق، ترسندگان، و بدرستى هيچ منفعتى نيست در كثرت عدد و شماره شما با وجود كمى اجتماع قلبهاى شما، هر آينه بتحقيق كه حمل نمودم شما را بر راه روشن و آشكار كه هلاك نمىشود بر آن مگر هلاك شونده گمراه، كسى كه مستقيم شد بر آن راه پس رجوع آن بسوى بهشت است، و كسى كه لغزيد از آن راه پس بازگشت آن بسوى آتش است.
قال الشارح المحتاج الى غفران اللَّه تعالى و رحمته، المتوسل الى اللَّه سبحانه برسول اللَّه و عترته سلام اللَّه عليه و عليهم ما اختلف الليل و النهار و الجنوب و الشمال: هذا هو المجلد الثالث[١] من مجلّدات شرح النهج، قد يسّر اللَّه اتمامه و أحسن بالخير ختامه، و يتلوه انشاء اللَّه سبحانه المجلّد الرّابع، و هذه هى النسخة الأصل التي كتبتها بيمينى، و المرجّو من اللَّه سبحانه أن يبثها في صحايف الحسنات، و يجعلها ممحاة للسّيئآت بفضله الواسع، و كرمه السّابغ، و بمحمّد و آله الطاهرين، و كان الفراغ سلخ شهر ذى القعدة الحرام ١٣٠٦
[١] هذا على حسب تجزأة المصنف قدس سره كما في الطبعة الاولى.