کشف الیقین ت آژیر - علامه حلی - الصفحة ٩٩ - مبحث دوم علم
نيز از آن جمله است كه زنى بر زن ديگر سوار شد و زن سومى نيشترى بر زن زيرين زد كه در نتيجه آن، زن سوار بيفتاد و بمرد. حضرت (ع) حكم كرد دو سوم ديه را زن نيشتر زننده و زن زيرين بپردازند، زيرا اين دو موجب مرگ آن زن شده بودند و يك سوم باقيمانده را هم به سبب آن كه زن مرده بيهوده سوار زن ديگر شده بود حذف كرد. اين داورى حضرت (ع) را پيامبر ٦ تصويب كرد[١].- نيز از آن جمله است كه كنيزى ميان دو نفر مشترك بود و اين دو در يك طهر با آن كنيز نزديكى كردند و او حامله گشت و وضع، مشكل شد و دعوا نزد حضرتش آوردند.
حضرت (ع) به قرعه حكم كرد و پيامبر ٦ نظر حضرتش (ع) را صائب دانست و فرمود: سپاس خدايى را كه در ميان ما اهل بيت كسى را قرار داد كه بر پايه سنّتهاى داود (ع) حكم مىكند. مقصود حضرت ٦ از اين سخن قضاوت، در پرتو الهام بود[٢].- نيز از آن جمله است كه: گاوى درازگوشى را بكشت و صاحبان آن دو دعوا نزد ابو بكر بردند. وى گفت: چهارپايى چهارپاى ديگرى را كشته است و بر صاحب آن چيزى تعلّق نمىگيرد. آن دو سپس نزد عمر رفتند و او نيز همچون ابو بكر حكم كرد، و بدين ترتيب دعوا نزد على (ع) بردند. حضرت (ع) فرمود: اگر گاو به هنگام خواب درازگوش بر او وارد شده باشد بايد صاحب گاو بهاى درازگوش را به صاحب آن بپردازد و اگر درازگوش به هنگام خواب گاو بر او وارد شده باشد و گاو هم او را كشته باشد غرامتى بر صاحب گاو نيست. پيامبر اكرم ٦ به آن دو فرمود: على بن ابى طالب به حكم خداوند عزّ و جلّ ميانتان داورى كرده است[٣][٤].
[١] اين حديث را در« قضاء امير المؤمنين» از شوشترى/ ٣٣ به نقل از ارشاد مفيد- رحمه اللَّه- و التهذيب و الفقيه و در« احقاق الحق» ٨/ ٨٦ به نقل از سنن الكبرى و جز آن روايت كرده است.
[٢] مسند احمد بن حنبل ٤/ ٣٧٣، احقاق الحق ٨/ ٤٩ و« قضاء امير المؤمنين» از شوشترى/ ١٦٥، كه در آنها كنيز ميان سه نفر مشترك بوده نه دو نفر.
[٣] ينابيع المودّة/ ٧٦. نويسنده، آغاز حديث را خلاصه كرده است.
[٤] علامه بياضى در ذيل اين خبر در صراط المستقيم ٢/ ١٣ مىگويد:
« ببينيد فراوانى علم حضرت( ع) و جهل آن دو را و اين كه چگونه پيامبر از اين دو خصم مىخواهد از على پرسش كنند چنان كه به جهل ابو بكر و عمر نيز هشدار مىدهد.