کشف الیقین ت آژیر - علامه حلی - الصفحة ٣٣٨ - مبحث نوزدهم پيرامون فرزندان حضرت(ع)
______________________________
ج- يا أَيُّهَا
الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِي الْأَمْرِ
مِنْكُمْ، فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فِي شَيْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ [نساء/ ٥٩؛].
بازگرداندن امور به خدا يعنى پذيرش آن چه در قرآن است و بازگرداندن امور به پيامبر يعنى پذيرش حكم پيامبر و اين هر دو به مساوات، شرط كمال ايمان به خدا و روز واپسين است.
د- وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الذِّكْرَ لِتُبَيِّنَ لِلنَّاسِ ما نُزِّلَ إِلَيْهِمْ وَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُونَ [نحل/ ٤٤؛].
قرآن، بدون تبيين پيامبر، مبهم است و «لام» در «لتبيّن» براى بيان غرض از نزول قرآن است.
ه- وَ ما أَنْزَلْنا عَلَيْكَ الْكِتابَ إِلَّا لِتُبَيِّنَ لَهُمُ الَّذِي اخْتَلَفُوا فِيهِ [نحل/ ٦٤؛].
اين آيه در رساندن مقصود از آيه قبل، رساتر است و در آن افزايش حصر است در غرض نزول و تصريح به اين كه تنها در قرآن، اختلاف ممكن است و براى پيمودن اين گردنه وجود پيامبر لازم است.
و- وَ كَيْفَ تَكْفُرُونَ وَ أَنْتُمْ تُتْلى عَلَيْكُمْ آياتُ اللَّهِ وَ فِيكُمْ رَسُولُهُ وَ مَنْ يَعْتَصِمْ بِاللَّهِ فَقَدْ هُدِيَ إِلى صِراطٍ مُسْتَقِيمٍ [آل عمران/ ١٠١؛].
تلاوت آيات به سوى راه مستقيم هدايت نمىكند مگر با وجود پيامبر و تبيين او و با اين دو امر است كه چنگ زدن به خداوند سبحان صورت مىپذيرد.
ز- يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا، آمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ الْكِتابِ الَّذِي نَزَّلَ عَلى رَسُولِهِ [نساء/ ١٣٦؛].
نداشتن ايمان به يكى از آنها ايمان را ناقص و حتّى در حقيقت از ميان مىبرد.
ح- وَ لَوْ كانُوا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ النَّبِيِّ وَ ما أُنْزِلَ إِلَيْهِ مَا اتَّخَذُوهُمْ أَوْلِياءَ [مائده/ ٨٥؛] ط- رَبَّنا آمَنَّا بِما أَنْزَلْتَ وَ اتَّبَعْنَا الرَّسُولَ فَاكْتُبْنا مَعَ الشَّاهِدِينَ [آل عمران/ ٥٣؛].
ى- وَ لَئِنْ سَأَلْتَهُمْ لَيَقُولُنَّ إِنَّما كُنَّا نَخُوضُ وَ نَلْعَبُ، قُلْ أَ بِاللَّهِ وَ آياتِهِ وَ رَسُولِهِ كُنْتُمْ تَسْتَهْزِؤُنَ [توبه/ ٦٥؛].
ك- ذلِكَ جَزاؤُهُمْ جَهَنَّمُ بِما كَفَرُوا وَ اتَّخَذُوا آياتِي وَ رُسُلِي هُزُواً [كهف/ ١٠٦؛].
ل-: فَآمِنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ النُّورِ الَّذِي أَنْزَلْنا [تغابن/ ٨؛].
مقصود از نور در اين جا همان گونه كه بيشتر مفسّران گفتهاند قرآن است.
م- بَلْ مَتَّعْتُ هؤُلاءِ وَ آباءَهُمْ حَتَّى جاءَهُمُ الْحَقُّ وَ رَسُولٌ مُبِينٌ [زخرف/ ٢٩؛].
مقصود از حق در اين جا همان گونه كه بيشتر مفسّران گفتهاند قرآن است.
ن- فَإِنَّما يَسَّرْناهُ بِلِسانِكَ لَعَلَّهُمْ يَتَذَكَّرُونَ [دخان/ ٥٨؛].
اين آيه، مفهوم آيه تكرارى در سوره قمر را تبيين مىكند: وَ لَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ، و حاكى از آن است كه پيامبر تنها سبب تيسير قرآن مىباشد.
س- يا أَيُّهَا النَّاسُ قَدْ جاءَكُمْ بُرْهانٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَ أَنْزَلْنا إِلَيْكُمْ نُوراً مُبِيناً [نساء ١٧٤؛].
مقصود از برهان، پيامبر و مراد از نور، كتاب اوست.
ع- إِنَّا أَنْزَلْنا إِلَيْكَ الْكِتابَ بِالْحَقِّ لِتَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ بِما أَراكَ اللَّهُ [نساء/ ١٠٥؛].
اين آيه حاكى از آن است كه اختلاف مردم، روى نياوردن آنهاست به سخن پيامبر در آن چه در كتاب خدا با بينش الهى آشناست و آنها آشنا نيستند، و روى آوردن به هدايت پيامبر ٦، امرى ضرورى است.
ف- قَدْ جاءَكُمْ مِنَ اللَّهِ نُورٌ وَ كِتابٌ مُبِينٌ [مائده/ ١٥؛].
مقصود از نور در اين جا پيامبر اكرم ٦ است.
اين آيات، عدم جدايى كتاب و پيامبر را تبيين مىكند.
از آن جا كه ما در اين كتاب جايگاه اهل بيت را نسبت به پيامبر به ثبوت رسانديم و بيان داشتيم كه آنها همه نورى واحد و همگى جانشينان پيامبران در همه امور و شئون جز نبوّت هستند پس اين آيات به اهل بيتى مربوط هستند كه حاملان قرآن و قرآن گويا به شمار مىآيند.
پيامبر ٦ خود، حق عترتش را تبيين كرده مىفرمايد: خدايا! آنها از من و من از آنهايم.