کشف الیقین ت آژیر - علامه حلی - الصفحة ٣٧٦ - مبحث بيست و يكم پيرامون اخبار مربوط به آيات نازل شده در حق على(ع) به نقل از جمهور
امام باقر (ع) در باره آيه كريمه: فَأَذَّنَ مُؤَذِّنٌ بَيْنَهُمْ[١]- مىفرمايد: مقصود از آن على (ع)[٢]- است[٣].
امام باقر (ع) در باره اين آيه: إِذا دَعاكُمْ لِما يُحْيِيكُمْ[٤]- مىفرمايد: شما را به ولايت على بن ابى طالب (ع) فرا مىخواند[٥][٦].
[١] اعراف/ ٤٤؛ آن گاه آواز دهندهاى در آن ميان آواز دهد.
[٢] همان.
[٣] شيخ مظفّر در دلائل الصّدق ٢/ ٢٧٧ روايتى را از امير المؤمنين( ع) نقل مىكند كه فرموده است:« نفرين خدا بر ستمگران» يعنى: كسانى كه ولايت مرا تكذيب كردند و حقّم را ناچيز شمردند. او سپس در توضيح اين آيه و اين خبر مىگويد:
« دلالت اين آيه بر مطلوب، آشكار است، زيرا مقصود از ستمگران يا مطلق سركشان است كه در اين هنگام ناگزير بايد مؤذّن، معصوم باشد، چه، صحيح نيست سركشى نداى نفرين سركشان سر دهد، و اگر معصومى باشد تنها و بىنظير، همان امام خواهد بود، زيرا چنان كه گفته آمد عصمت، شرط امامت است، و دور مىنمايد نداى نفرين، هر سركشى را در برگيرد، و يا مقصود از ستمگران، مرتكبان گناهان كبيره همچون كفر و نفاق است كه بغض به على هم از جمله آنهاست- چنان كه گفته شد-، و بدون ترديد هر يك از مردم كه دشمنى به او موجب نفرين گردد و چنين كسى به روز رستخيز در برابر همگان چنين ندايى را سر دهد همو امام حق است و منادى بودن او خود دليلى است بر فضل و برترى او به امّت و شخص افضل، همان امام خواهد بود. گواه دلالت آيه بر امامت، خبر آخرين است كه مقصود از ولايت در آن، امامت است، زيرا تكذيب، بدان تعلّق مىگيرد نه به حبّ و دوستى، و به مقتضاى اطلاق ولايت در حديث، ديگر تفاوتى نخواهد بود ميان كسى كه امامت او را مطلقا تكذيب كند يا در زمانى خاص.» علّامه مجلسى در بحار الانوار ٣٦/ ٦٥ در بيان اين آيه و اين سخن پروردگار: طُوبى لَهُمْ وَ حُسْنُ مَآبٍ[ رعد/ ٢٩؛] و بازگشت آن دو به على( ع) مىگويد:
« همين دو كافى است در فضل و استحقاق او از براى تقديم به آدميانى نادان، فرومايه، خشن و ناكس، و خداوند هر كه را بخواهد به راه راست هدايت مىكند.».
[٤] انفال/ ٢٤؛ آن گاه شما را به آن چه زندهتان مىگرداند فرا مىخواند.
[٥] همان.
[٦] علّامه مجلسى در بحار الانوار ٣٦/ ١٨٦ مىگويد:
« اگر مقصود از ولايت، خلافت است- چنان كه به نظر مىرسد- آيه، دلالت دارد بر وجوب فرمان برى از او و اعتقاد به خلافتش، و اگر مقصود يارى و محبّت بدوست باز هم دلالت بر امامت او دارد، زيرا وجوب محبّت و يارى بدو و اين كه اين دو عامل از عواملى است كه زندگى جاودانه معنوى انسان را زنده مىكند به همراه تهديد و بيم دادن بر ترك آن، دلالت دارد بر فضيلت سترگى كه به امام اختصاص دارد و بر اين پايه- چنان كه بارها گفته شد- جايز نيست كسى ديگر بر او مقدّم داشته شود.
شيخ مظفّر مانند همين مفهوم را آورده است. بنگريد به: دلائل الصّدق ٢/ ٢٧٨.