کشف الیقین ت آژیر - علامه حلی - الصفحة ١٦٧ - مبحث دوم در جهاد
______________________________
ديگر
آن كه از جمله منزلتهاى هارون اين بود كه او به اتّفاق شايسته مقام موسى بود، پس
على نيز بايد چنين باشد، چه، تفاوتى نيست در اين كه پيامبر بفرمايد: «تو شايسته
مقام من هستى» يا اين كه بفرمايد: «تو براى من همچون هارون هستى» كه شايستگى او
براى داشتن مقام موسى (ع) معلوم است».
وى در همين كتاب/ ١٥١ مىگويد:
«هيچ كس نمىتواند بگويد: اگر مقصود پيامبر خلافت بود بايد على را به يوشع تشبيه مىكرد. زيرا دلالت اين خبر را بر خلافت با تشبيه حضرت به هارون روشن كرديم و همين اقتضا دارد پرسش مذكور، از شمار، بيرون فكنده شود، زيرا در ادلّه، پيشنهاد باطل است. اگر چه سرباز زدن پيامبر از تشبيه على به يوشع و روى آوردن به همانندى ايشان به هارون از دو رو بوده است:
اوّل، اين كه خلافت هارون در قرآن بيان شده است و همه بر آن اجماع دارند، در حالى كه خلافت يوشع تنها بر اساس ادّعاى يهود مىباشد كه از حجّت تهى است. دوم، اين كه قصد پيامبر ٦ از تصريح به امامت على (ع)، صحّه گذاشتن بر ديگر منزلتهاى هارون نزد موسى بوده است، منزلتهايى همچون يارى رساندن و تقويت و محبّت و يك رنگى در نصيحت و برآوردن نيازها، در حالى كه اگر پيامبر ٦ على را به يوشع تشبيه مىكرد جز خلافت از آن فهميده نمىشد و لذا ترجيح داد حضرت (ع) را به هارون (ع) تشبيه كند».
شيخ طوسى در تلخيص الشافى ٢/ ٢٣٥ مىگويد:
«از آن چه دلالت بر امامت على (ع) دارد يكى جانشينى او بود از سوى پيامبر هنگامى كه حضرت ٦ راهى جنگ تبوك شد و هيچ سخنى يا دليلى از پيامبر بركنارى على (ع) را از اين فرماندهى به ثبوت نمىرساند، و بر اين اساس حضرت (ع) بايد پس از رحلت پيامبر ٦، امام باشد، چه، وضعش از فرماندهى تغييرى نيافته است».
.