کشف الیقین ت آژیر - علامه حلی - الصفحة ١٦٠ - مبحث دوم در جهاد
ابو بكر گفت: من هستم يا رسول اللَّه؟ پيامبر ٦ فرمود: خير. عمر گفت: پس من هستم؟ پيامبر ٦ فرمود: چنين نيست. آنها از سخن گفتن دست كشيدند و به يك ديگر مىنگريستند. پيامبر ٦ فرمود: او كسى است كه مشغول پينه كردن كفش[١] است- و به
[١] ابن بطريق در عمده/ ٢٢٦ مىگويد:
« بدان كه پيامبر٦ اين سخن را گفت تا يادى كند از امير المؤمنين( ع) و نصّى داشته باشد براى او در چند امر:
يكى آن كه على پس از پيامبر٦ ولىّ و سرپرست امّت است، زيرا پس از اين سخن:« خداوند قلبش را براى ايمان آزموده است» فرمود: گردن شما را بر سر پاسدارى از دين مىزند، و اين برانگيختن را از خدا دانست نه از پيش خود، و اين نصّى است از سوى پيامبر و از سوى خداوند تبارك در اين كه امير المؤمنين استحقاق آن را دارد كه حقوق الهى را از كافران و مشركان بستاند، و اين چيزى است كه پس از پيامبر جز امام( ع) هيچ كس استحقاق آن را ندارد».
بنگريد به سخن ابن بطريق در عمده/ ٢٢٦- ٢٢٩ كه كشف الغمّة نيز در ١/ ٣٣٦- ٣٣٧ از آن نقل كرده است.