کشف الیقین ت آژیر - علامه حلی - الصفحة ١٩٥ - مبحث ششم در گزيدههايى اندك از سخنان حضرت
ابن عبّاس مىگويد: در پى اين سخن او به من پشت كرد.
مبحث پنجم: در گرد آوردن ويژگىهاى متضاد:
همگان اختلافى در اين ندارند كه امير المؤمنين (ع) پارساترين فرد زمان خويش به شمار مىآمد كه دنيا را سه طلاقه كرده بود و روز را روزه و شب را به عبادت مىگذراند و با جو كوبيدهشده بدون چربى افطار مىكرد و براى آن كه حسن و حسين آن را با پى يا روغن چرب نكنند بر آن مهر مىنهاد [در ظرف خوراك را مىبست]. كسى كه چنين وضعى داشته باشد غالبا كم نيرو خواهد بود و امير المؤمنين (ع) نيرومندترين مردم بود. او در خيبر را كند كه هفتاد نفر مسلمان از انجام آن ناتوان بودند و آن را چندين ذرع پرتاب كرد و سپس به جايگاه خود بازگرداند و آن را پلى كرد بر روى گودال. على بيشتر وقتش را به كشت و كشتار در جنگها مىپرداخت و كسى كه چنين باشد سنگدل و دژم خواهد بود در حالى كه امير المؤمنين شخصى بود مهربان با دلى نازك و به همين سبب منافقان به سبب نيكويى اخلاق حضرت به شوخ مسلكى نسبتش مىدادند.
مبحث ششم: در گزيدههايى اندك از سخنان حضرت:
امام (ع) پيشواى فصيحان و جلودار بليغان بود، تا جايى كه گفته شده سخن او بالاتر از سخن مخلوق و پايينتر از سخن مخلوق است، و خطيبان، سخن از او آموختند[١].
[١] اربلى در كشف الغمّه ١/ ١٠٢ پس از آوردن خطبه همّام مىگويد:
« اين از سخنان زيبا و بديع است و چگونه چنين نباشد در حالى كه خاستگاه آن درياى علوم و رستنگاه آن، همان چيده على و مشك خوشبوى عربها و امير ايشان و وصى و وزير رسالت است».
سيّد رضى در نهج البلاغه/ ٥١١ ذيل اين سخن حضرت« سنگ غصبى در سراگروى ويرانى آن سراست»( كلمات قصار، شماره ٢٤٠) مىگويد:
اين سخن از پيامبر اكرم٦ روايت شده است و جاى شگفتى ندارد كه اين دو سخن همانند يك ديگر باشند، زيرا آن دو آب از يك چاه كشيده از يك دلو ريخته شده است.
بنگريد به: اختيار مصباح السالكين ابن ميثم/ ٦٣٤.
نيز بنگريد به: كشف المراد/ ٤١٥- ٤١٤.