کشف الیقین ت آژیر - علامه حلی - الصفحة ٣٣٣ - مبحث نوزدهم پيرامون فرزندان حضرت(ع)
______________________________
سوم:
كنار گذاشتن قرآن به منزله ستم به عترت:
در ميان امّتى كه شرم دارد و افترا نمىزند و از دروغ، روى برمىتابد و خودسرى نمىكند اختلافى نيست كه وصىّ پيامبر خدا امير المؤمنين (ع) است كه صحابه را در هر دشوارى و گرفتارى راهنمايى مىكرد و آنها نمىتوانستند او را به سوى حق راهنمايى كنند و او هدايتشان مىكرد و جز او كسى هدايت نمىكرد و همه به او نياز داشتند و او از همه بىنياز بود و همه علوم را در بر داشت و آنها نمىتوانستند به او نكتهاى بياموزند. با فاطمه (س) دخت پيامبر ٦ چنان كردند كه او را به اين وصيّت واداشت كه شبانه به خاكش بسپارند و كسى از امّت پدرش جز آن كه نامش را برد بر او نماز نگزارد.
اگر در اسلام مصيبتى پيش نمىآمد و مسلمانان را رسوايى و عارى در بر نمىگرفت و حجّتى براى مخالفان دين اسلام باقى نمىماند مگر آن چه به فاطمه (س) رسيد تا جايى كه با خشم از ميان امّت پدرش ره پيمود و چنان رفتارى با حضرتش- ٣- در پيش گرفته شد كه ايشان را واداشت وصيّت كند كسى بر او نماز نگزارد همين خود، فاجعهاى عظيم و دهشتناك به شمار مىآيد كه به اهل غفلت هشدار مىدهد، مگر آن كس كه خداوند بر قلبش مهر زده و كورش گردانيده است كه چنين پديدهاى را زشت نشمارد و بزرگش نداند و به چيزى نگيرد، ولى اين وضع بر رنج يك مسلمان دامن مىزند و آتش آن را بيشتر بر مىافروزد و ترجيح مىدهد كه اى كاش او به جاى فاطمه (س) و على (ع) و فرزندان او اين رنج را تحمّل مىكرد و البته شأن چنين مسلمانى هم در نزد اهل بيت، بزرگ است.
چهارم: دورى گزيدن از اهل علم و چنگ زدن به قياس و اجتهاد:
شگفتتر ادّعاى كران و كورانى است در اين كه در قرآن كريم، علم همه فرايض كوچك و بزرگ و احكام و سنن دقيق وجود ندارد. از آن جا كه اين عده، علوم پيشگفته را در قرآن نيافتهاند به قياس و اجتهاد به رأى و تلاش در حاكم گردانيدن اين دو نيازمند شدهاند و اين دروغ را به پيامبر ٦ نسبت دادهاند كه ايشان، اجتهاد را براى اين عدّه روا شمرده است.
هر كه اين حقيقت را انكار كند كه همه امور دنيا و آخرت و احكام و فرايض و سنن دينى و هر آن چه اهل شريعت بدان نياز دارند در قرآنى موجود نيست كه پروردگار در باره آن فرموده است: تِبْياناً لِكُلِّ شَيْءٍ [نحل/ ٨٩؛] سخن خداى را پس زده بر مقام كبريايىاش دروغ بسته، كتابش را تصديق نكرده است.
به جان خودم سوگند آنها در باره خويش و پيشوايانشان در اين كه چنين امورى را در قرآن نمىيابند راست مىگويند، زيرا اساسا اهل اين كار نيستند و علم آن بديشان داده نشده و خدا و رسولش براى آنها بهرهاى قرار ندادهاند. تمامى اين علوم را اهل بيت پيامبر ٦ به كسانى اختصاص دادهاند كه علم را به آنها بخشيدهاند و هدايتشان كردهاند، كسانى كه بديشان دستور داده شده از اهل بيت سؤال كنند تا محلّ اين نكات را در كتابى براى آنها روشن سازند كه ايشان خزانه داران، وارثان و بازگوكنندگان آنند.
.