کشف الیقین ت آژیر - علامه حلی - الصفحة ٢٣١ - مبحث ششم در وجوب محبت و مودت به على(ع)
بايد پس از من ولايت على بن ابى طالب را بپذيرد[١][٢].
از كتاب ابن خالويه و كتاب مناقب خوارزمى[٣]- به نقل از عبد اللَّه بن مسعود آمده است كه گفت: پيامبر ٦ از خانه زينب دختر جحش خارج شد و به خانه امّ سلمه آمد. پس كسى بيامد و در بكوفت. پيامبر گفت: اى امّ سلمه برخيز و در را بگشاى. امّ سلمه گفت:
گفتم: اين كيست يا رسول اللَّه كه آن قدر مهم است كه من بايد در را براى او بگشايم و در حالى كه مچهاى من پيداست او را ديدار كنم و حال آن كه ديروز در باره من آياتى از قرآن مجيد نازل شده است؟ پيامبر فرمود: اى ام سلمه! فرمانبرى از پيامبر، فرمانبرى از خداست و سركشى از پيامبر، سركشى از خداوند عزّ و جلّ. به كنار در، مردى است نه سبك سر و نه ساده لوح، و به منزلى در نمىآيد كه صدايش شنيده نشود و او خدا و پيامبرش را دوست دارد [و خدا و پيامبر هم او را دوست دارند]. امّ سلمه مىگويد: در را گشودم. او دو طرف در را گرفت و من باز گشتم تا به پرده درآمدم و چون ديگر صداى
[١] اين نكته را در مسند احمد نيافتيم ولى در حلية الاولياء ١/ ٨٦ بدان دست پيدا كرديم و در آن چنين بود:
كسى كه شاد مىشود چون من بزيد و همچون من بميرد و به عصاى ياقوتى چنگ زند كه خداوند متعال آن را آفريده است ....
[٢] سيد حامد حسين در خلاصه عبقات الانوار ٣/ ١٨٣ در پايان بابى كه اين خبر را با الفاظ و سندهاى گوناگون مىآورد و مىگويد:
« اين احاديث اندك، قطرهاى است از درياى فضايل عترت پاك( ع) كه براى ثبوت امامت و خلافت آنها و بطلان سخنان دشمنان و ستيزهجويان آنان و فرو افتادن احاديث جعلى كه در برابر حديث ثقلين و حديث سفينه بدان استشهاد مىكنند كافى است و سپاس مر خداى جهانيان راست».
او در همين مأخذ ٤/ ٢٢٠ زير همين خبر مىگويد:
« اين دليل است بر وجوب پيروى از امامان، پس از پيامبر٦ و اين كه امامان، خاندان پيامبرند و على نخستين ايشان است، و در آن هشدارى است براى امت در تكذيب فضل ايشان تا بدين وسيله پيوند پيامبر را نگسلند و از شفاعت او به روز رستاخيز بىبهره نگردند.
پس درنگى بايد. آيا اين حديث در برگيرنده تكذيبكنندگان حديث نور و منكران دلالت آن نيست؟».
[٣] به نسخهاى از كتاب ابن خالويه دست نيافتيم ولى اين روايت در مناقب خوارزمى/ ٤٣ ديده مىشود.