کشف الیقین ت آژیر - علامه حلی - الصفحة ٢٣٩ - مبحث هفتم در اين كه حق و قرآن از على جدا نمىشوند
كدام يك از شما به پيامبر خدا دشنام مىدهد؟ گفتند: [سبحان اللَّه] كسى در ميان ما نيست كه به پيامبر خدا دشنام دهد. عبد اللَّه بن عبّاس گفت: كدام يك از شما به على بن ابى طالب دشنام مىدهد؟ گفتند: در اين مورد هستند كسانى. عبد اللَّه بن عبّاس گفت: پيامبر ٦ را گواه مىگيرم كه با دو گوش خود شنيدم و قلبم آن را حفظ كرد كه در باره على (ع) فرمود:
[اى على] هر كه تو را دشنام دهد مرا دشنام داده است و هر كه مرا دشنام دهد خداى را دشنام داده است و هر كه خداى را دشنام دهد خداى او را به چهره در آتش درفكند.
عبد اللَّه بن عبّاس اين را گفت و از ايشان دور شد.
در همين كتاب[١]- به نقل از انس آمده كه گفته است: پيامبر اكرم ٦ فرمود: در شب اسراء كه به آسمان برده شدم ناگاه به فرشتهاى رسيدم كه بر منبرى از نور نشسته بود و فرشتگان پيرامون او را گرفته بودند. گفتم: اى جبرئيل! اين فرشته كيست؟ جبرئيل گفت:
بدو نزديك شو و درودش فرست. پس بدو نزديك شدم و درودش فرستادم، پس ناگاه ديدم كه او برادر و پسر عموى من على بن ابى طالب (ع) است. گفتم: اى جبرئيل! او در رسيدن به آسمان چهارم بر من پيشى گرفت؟ جبرئيل گفت: اى محمّد! چنين نيست، ولى فرشتگان اظهار محبّت فراوان به على كردند و خداوند اين فرشته را از نور به شكل على آفريد و فرشتگان در هر شب جمعه و روز جمعه هفتاد هزار بار او را زيارت مىكنند و خدا را تسبيح و تقديس مىكنند و ثواب آن را به دوستداران على (ع) هديه مىكنند.
اخبار در اين مورد آن قدر فراوان است كه به شمار نمىآيد.
مبحث هفتم: در اين كه حق و قرآن از على جدا نمىشوند:
در كتاب مناقب[٢]- به نقل از ابو ليلى آمده است كه: پيامبر ٦ فرمود: پس از من فتنهاى خواهد آمد، پس هر گاه كه چنين شد ملتزم على بن ابى طالب باشيد كه او جداكننده حق از باطل است.
ابن عمر[٣]- مىگويد: پيامبر ٦ فرموده است: هر كه از على دورى جويد از من دورى
[١] همان/ ١٣٣- ١٣١.
[٢] مناقب خوارزمى/ ٥٧.
[٣] همان.