کشف الیقین ت آژیر - علامه حلی - الصفحة ١١ - پيشگفتار
و همسنگ و همسان و برادر اوست[١].- ٦- ٣- از همين جا روشن مىشود كه چرا پيامبر اكرم ٦ على را با پيامبران و رسولان (ع) قياس كرده است چنان كه مىفرمايد: «هر كه مىخواهد دانش آدم و فقه نوح را ببيند به على بن ابى طالب نظر كند»،[٢]- و «اى على! تو در ميان اين امّت همچون عيسى بن مريمى.»[٣]- نيز از همين جا آشكار مىشود كه چرا پيامبر ٦، على را به يكى از مردم، مانند نمىكند، چه، در حديث ازدواج زهرا (س) مىفرمايد: «شوهر تو با هيچ يك از مردم به سنجه درنمىآيد[٤].- همچنين مىفرمايد: «هيچ يك از آحاد اين امّت با خاندان محمّد قياس نمىشود»[٥].-.
٤- فضايل على (ع) بسيار است و فراوان تا جايى كه ابن ابى الحديد مىگويد: «چه بگويم در باره مردى كه دشمنان و ستيهندگان او هم به فضلش اعتراف دارند و نمىتوانند بزرگوارىهاى او را انكار كنند و بر فضايلش پرده نهند. همه مىدانيم كه بنى اميه حكومت اسلام را در شرق و غرب زمين به دست گرفتند و با هر نيرنگى كوشيدند نور وجود او را به خاموشى كشانند و مردم را عليه او تحريك كنند و براى او عيب و نقص بتراشند و بر همه منبرها بر او لعن مىفرستادند و ستايشگران او را تهديد مىكردند و آنها را به زندان مىانداختند و مىكشتند و مانع از نقل حديثى مىشدند كه فضيلتى را براى او بازگو مىكرد يا آوازهاش را فزونى مىبخشيد، حتّى مانع از آن مىشدند كه كسى نام او را ببرد، ولى تمامى اينها جز والايى و منزلت بر على نيفزود، و او چونان مشكى بود كه هر چه پنهانش مىكردند باز بوى خوشش انتشار مىيافت و هر چه پرده بر او مىنهادند باز بوى مشامنواز او فضا را در بر مىگرفت. او به خورشيدى ماننده بود كه با
[١] بنگريد به همان ٦/ ٤٥٨- ٤٨٦.
[٢] مناقب على بن ابى طالب، ابن مغازلى/ ٢١٢، و احقاق الحق ٤/ ٣٩٢- ٤٠٥.
[٣] احقاق الحق ٧/ ٢٩٢.
[٤] همان ٧/ ٣.
[٥] نهج البلاغه/ ٤٧، خطبه ٢.