کشف الیقین ت آژیر - علامه حلی - الصفحة ١٨٩ - مبحث سوم پيرامون پيشگام بودن در تصديق
پيامبرى مرسل و نه حامل عرش [بلكه همان صدّيق اكبر] على بن ابى طالب (ع) است[١].
[١] مصنّف در كشف المراد/ ٤١٤ در بيان دليل پيشينگى حضرت( ع) در ايمان مىگويد:
« زيرا او در منزل پيامبر اكرم٦ جزء خواصّ بسيار نزديك بود كه به شدّت از دستورهاى پيامبر فرمان مىبرد و هرگز با او مخالفت نمىكرد، در حالى كه ابو بكر از پيامبر دور بود و به كنار از حضرت٦ زندگى مىكرد و دور است اسلام پيش از آن كه به ويژه به على عرضه شود به او عرضه شده باشد».
مصنّف در همين مأخذ/ ٣٩٧ اشارهاى دارد به كفر كسانى جز على( ع) كه امامت را براى خودشان ادّعا كردهاند:
« اين دليل ديگرى است بر امامت على( ع) مىباشد، و آن چنان است كه اگر هر كس همچون عبّاس و ابو بكر امامت را براى خود ادّعا كنند از آن جا كه پيش از ظهور پيامبر٦ كافر بودهاند لذا شايستگى امامت را ندارند، چرا كه خداوند مىفرمايد: لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ، و مراد از عهد در اين جا عهد امامت است، زيرا پاسخ دعاء ابراهيم( ع) است».
مصنّف در همين مأخذ/ ٤٢٠ سخنى تقريبا به همين مضمون دارد.
ابن ابى الحديد همچنان كه در بحار الانوار ٣٨/ ٢٦٠ از او نقل شده است مىگويد:« بدان كه امير المؤمنين( ع) پيوسته اين را براى خود ادّعا مىكرد و بدان مىباليد و آن را دليل برترى خود مىدانست و بدان تصريح داشت و بارها فرموده بود: من صدّيق اكبر و فاروق اوّل هستم، پيش از ابو بكر اسلام آوردم و قبل از او نماز گزاردم. عين همين سخن را ابو محمّد بن قتيبه در كتاب« معارف» كه بر انديشهاش اتهامى وارد نيست مىآورد. شعرى كه در اين زمينه از او نقل شده است آغازى اين چنين دارد:
محمّد پيامبر برادر و همزاد من است* و حمزه سيّد الشهداء عموى من و از جمله اين شعر است كه:
من از همه شما به اسلام پيشى گرفتم* در حالى كه نوجوانى بودم و هنوز بالغ نگشته بودم علّامه بياضى اين بيت را در صراط المستقيم ١/ ٢٣٩ به گونه ديگرى مىآورد:
من از همه شما به اسلام پيشى گرفتم* كه آن بر اساس درك و دانش من بود و نماز گزاردم در حالى كه كودكى بودم* خرد و هنوز به گاه بلوغ نرسيده بودم ابن بطريق در عمده/ ٦٨- ٦٦ سخنى دارد كه خلاصه آن چنين است:
« اسلام على( ع)، اسلام تصديقى بود نه اسلام مسبوق به كفر- چونان اسلام افراد پيشتر از او-.
خداوند سبحان از اسلام پارهاى پيامبران خبر داده است كه از جمله آنهاست نقل اسلام ابراهيم كه گفت:
أَسْلَمْتُ لِرَبِّ الْعالَمِينَ[ اعراف/ ١٤٣؛] يا چنان كه خداوند عزّ و جلّ به پيامبرش محمّد٦ دستور داد و فرمود: فَقُلْ أَسْلَمْتُ وَجْهِيَ لِلَّهِ وَ مَنِ اتَّبَعَنِ[ آل عمران/ ٢٠؛].
روشن است كه چنين اسلامى مسبوق به كفر نبوده است و اسلام سرور ما امير المؤمنين( ع) نيز همين گونه بوده است».
بنگريد به همانند اين سخن در صراط المستقيم ٢/ ٥٣ و سخن مقريزى كه در الغدير ٣/ ٢٣٩- ٢٣٨ از او نقل شده است و نيز كلام شيخ امينى در همان مأخذ/ ٢٣٩.
علّامه بياضى در صراط المستقيم ١/ ٢٣٤- ٢٣٣ مىگويد:
ابن جرير طبرى در كتاب مناقب در روايتى كه سند آن را به پيامبر٦ مىرساند مىگويد:
« خداوند قلب ابو بكر را در شكيبايى آزمود و آن را شكيبا نيافت و در شجاعت سنجيد و آن را ترسو يافت و در سبقت ايمان آزموده و آن را شتابنده نيافت»، و اين از بزرگترين ويژگىهاى امامت است كه هر كس موصوف به خلاف آن باشد موصوف به خلاف شايستگى آن هم خواهد بود».
نيز بنگريد به: المعيار و الموازنه/ ٧٢ و ٨٨.