کشف الیقین ت آژیر - علامه حلی - الصفحة ٣٦٩ - مبحث بيست و يكم پيرامون اخبار مربوط به آيات نازل شده در حق على(ع) به نقل از جمهور
كند[١].- ابو رافع در باره آيه: وَ قالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَ فَضْلٍ لَمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ[٢]- مىگويد: پيامبر ٦ على (ع) را با گروهى در پى ابو سفيان فرستاد و در راه باديهنشينى از خزاعه به آنها برخورد و گفت: جماعت، بر شما بسيج شدهاند، و آنها گفتند: «حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ»، پس اين آيه نازل شد[٣][٤].
ابن مسعود اين آيه شريفه را: وَ كَفَى اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ الْقِتالَ[٥]- چنين مىخواند: «وَ كَفَى اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ الْقِتالَ بعلىّ بن ابى طالب وَ كانَ اللَّهُ قَوِيًّا عَزِيزاً»[٦][٧].
[١] همان.
[٢] آل عمران/ ١٧٣؛ و گفتند: خدا ما را بسنده است و چه نيكو ياورى است، پس از جنگ بازگشتند در حالى كه نعمت و فضل خدا را به همراه داشتند و هيچ آسيبى به آنها نرسيده بود.
[٣] همان.
[٤] شيخ مظفّر در دلائل الصّدق ٢/ ٢٦٣ مىگويد:
« همان گونه كه مىبينيد اين واقعه دلالت دارد بر عمق توكّل امير المؤمنين( ع) و همراهان او و بينش درست آنها و اين كه تهديد، تنها به ايمان آنها افزود و از همين روى خداوند در قرآن كريم آنها را ستوده است. و روشن است كه برترين ايشان على( ع) مىباشد كه منظور و اصل اين رويداد به شمار مىآيد، زيرا رئيس و جلودار آنها بوده و به همين سبب، نخست به او نظر مىشود.».
[٥] احزاب/ ٢٥؛ و در كارزار، مؤمنان را خدا بسنده است.
[٦] همان.
[٧] ابن بطريق در خصائص ٢٢٢- ٢٢١ مىگويد:
« از آن جا كه خداوند متعال در جنگ مؤمنان، وجود على( ع) را كافى دانسته است، پس حضرت( ع) در جنگهاى خود در جايگاه هر مؤمنى قرار گرفته است، زيرا همسنگ همه مؤمنان است و كسى كه به امر الهى بپردازد و در جنگ، براى همه مؤمنان، بسنده باشد پس بايد او را بر همه امّت، مقدّم داشت، زيرا در بسندگى امر الهى در جايگاه امّت ايستاده است و اين مقامى است كه در ميان همه آحاد امّت، مانندى براى آن يافت نمىشود و اين نهايت درجه آگاهانيدن است در ضرورت پيروى از حضرت( ع) و كفايتى است براى يارى طلب و هدايتى براى بينش جو.» علّامه مجلسى در بحار الانوار ٣٦/ ٢٦ مىگويد:
« همين خود دلالت دارد بر اين كه حضرت( ع) دلاورترين فرد امّت و ياورترين شخص براى پيامبر اكرم٦ بوده است و اين فضيلت بزرگى است كه مانع مىشود ديگرى را بر او مقدّم داشت.» شيخ مظفّر در دلائل الصدق ٢/ ٢٦٥ مىگويد:
« ناگزير حضرت( ع) برترين و شايستهترين آنهاست در رسيدن به امامت، و اين از فزونى دانش و معرفت و بينش كامل ايشان به دست مىآيد تا جايى كه استحقاق آن را يافت خداوند او را در كتاب مقدّس خود بستايد و چگونه براى جز او اين جايگاه، حاصل آيد.».