کشف الیقین ت آژیر - علامه حلی - الصفحة ٤٤٦ - مبحث سى و ششم پيرامون اخبارى كه زبير بن بكار - نقل كرده است
و خداوند ابا دارد جز كارى كه محتوم كرده امرى را جارى سازد. اين اشاره عمر است به روزى كه پيامبر ٦ فرمود: دوات و كاغذى به من دهيد و عمر در پاسخ گفت: پيامبر هذيان مىگويد.
اينك به روايت زبير بن بكّار بازمىگرديم كه گفت: عمويم مصعب به نقل از جدّم عبد اللَّه بن مصعب گفته است كه: وكيل مؤنسه، طرف مقابلش را به دادگاه، نزد شريك بن عبد اللَّه قاضى فرا خواند و در مسألهاى كه با هم نزاع داشتند از او شكايت كرد. در اين ميان وكيل مؤنسه كه موقعيت خود را برتر مىديد به دشمن موكّلش يورش برد و بر او درشتى كرد. شريك به او گفت: دست بردار بىمادر. او گفت: به من چنين مىگويى؟ من وكيل و كار فرماى امور مؤنسه هستم. قاضى به غلامش دستور داد براى تأديب او سيلىاش زند و غلام ده سيلى به صورت او نواخت و او خوار و نزار بازگشت و بر مؤنسه وارد شد و از عملكرد شريك نسبت به او به مؤنسه شكايت كرد. مؤنسه، نامهاى به مهدى نوشت و از شريك و عملكرد او نسبت به وكيلش شكايت كرد، مهدى هم قاضى را عزل كرد، و پيش از عزل او با خشونت و عتاب به او گفت: آيا بايد همچون تويى احكام مسلمانان را در دست داشته باشد؟ قاضى گفت: چرا؟ يا امير المؤمنين! مهدى گفت: به سبب مخالفت تو با نظر جماعت پيرامون خلافت. قاضى گفت: من دينى نمىشناسم مگر از جماعت، پس چگونه با آنها به مخالفت برخيزم در حالى كه دين خود را از آنها ستاندهام. امّا در باره امامت و خلافت بايد بگويم كه من امامى نمىشناسم مگر كتاب خدا و سنّت پيامبر ٦ و اين دو هستند امامان من كه با آنها پيمان بستهام. امّا اين كه امير المؤمنين مىگويد: همچو منى احكام مسلمانان را در كف دارد اين همان است كه بر شما وارد است كه اگر در اين كار خطايى مرتكب شدهايد بايد آمرزش بطلبيد و اگر به صواب رفتهايد بايد بدان ملتزم باشيد و قاضى را در مقام قضاوت ابقا كنيد. مهدى گفت:
در باره على بن ابى طالب (ع) چه مىگويى؟ قاضى گفت: همان كه جدّ تو عبّاس و عبد اللَّه گفتند. مهدى پرسيد: آنها چه گفتهاند؟ قاضى گفت: عبّاس با اين اعتقاد مرد كه على از همه صحابه برتر است و تا پايان عمر، بر اين باور بود، چه، بزرگان صحابه و مهاجران در حلّ مسائل پيچيده و رويدادها به او نياز داشتند و او به كسى نيازى نداشت. عبد اللَّه ابن عبّاس هم كه با دو شمشير حضرت را همراهى مىكرد و جنگهاى او را درك كرده