کشف الیقین ت آژیر - علامه حلی - الصفحة ٤١٤ - مبحث بيست و چهارم پيرامون دعا براى حضرت(ع)
را بست و در على را باز گذاشت»؟ گفتند: به خدا سوگند چنين بود. فرمود: شما را به خدا سوگند، آيا مىدانيد كه در روز طائف پيامبر ٦ تنها با من به تفصيل نجوا كرد، و شما اعتراض كرديد كه چرا تنها با من نجوا مىكند، و پيامبر ٦ فرمود: نه من كه خدا با او نجوا كرد. گفتند: به خدا سوگند چنين بود. فرمود: شما را به خدا سوگند، آيا مىدانيد كه پيامبر ٦ فرمود: «حق با على است و على با حق و حق، پيوسته با على در گردش است»؟ گفتند: آرى، به خدا سوگند چنين است. فرمود: شما را به خدا سوگند، آيا مىدانيد كه پيامبر ٦ فرمود: «من در ميان شما دو گران بها مىنهم، كتاب خدا و خاندانم، تا آن گاه كه به آن دو چنگ درزنيد گمراه نگرديد و اين دو از هم جدا نشوند تا در كنار حوض كوثر بر من وارد آيند»؟ گفتند: به خدا سوگند چنين است. فرمود: شما را به خدا سوگند، آيا در ميان شما جز من كسى هست كه خود را سپر بلاى پيامبر در برابر مشركان كرده باشد و در بستر او خفته باشد؟ گفتند: به خدا سوگند نه. فرمود: شما را به خدا سوگند، آيا در ميان شما جز من كسى هست كه به مبارزه طلبى عمرو بن عبد ودّ عامرى پاسخ مثبت داده باشد؟ گفتند: به خدا سوگند نه. فرمود: شما را به خدا سوگند، آيا جز من در ميان شما كسى هست كه خداوند آيه تطهير را در حقّ او نازل كرده باشد:
إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً؟ گفتند: به خدا سوگند نه.
فرمود: شما را به خدا سوگند، آيا در ميان شما كسى جز من هست كه پيامبر ٦ او را سرور عرب ناميده باشد؟ گفتند: به خدا سوگند نه. فرمود: شما را به خدا سوگند، آيا در ميان شما كسى جز من هست كه پيامبر در حقّ او فرموده باشد: «از خدا براى خود چيزى نخواستم مگر آن كه مانند آن را براى تو مسألت كردم»؟ گفتند: به خدا سوگند نه.
مبحث بيست و چهارم: پيرامون دعا براى حضرت (ع):
خوارزمى[١]- به نقل از عبد اللَّه بن سلمه روايت مىكند كه گفته است: شنيدم كه على (ع) فرمود: پيامبر ٦ نزد من آمد در حالى كه از درد مىناليدم و مىگفتم: خدايا! اگر اجل من فرا رسيده است راحتم كن و گر نه شفايم ده، و اگر بلايى در ميان است شكيبايم گردان. پس پيامبر با پايش به من زد و گفت: چه گفتى: و من سخنم را تكرار كردم. پس
[١] مناقب ابن مغازلى/ ١٢٣، ح ١٦١.