کشف الیقین ت آژیر - علامه حلی - الصفحة ٢٣٧ - مبحث ششم در وجوب محبت و مودت به على(ع)
با من گفتگو كرد. پس به من الهام كرد تا گفتم: بار خدايا! تو با من سخن گفتى يا على؟
خداوند فرمود: اى احمد! من چيزى هستم نه همچون چيزها و با مردم سنجيده نمىشوم و با نظاير توصيف نمىگردم. تو را از نور خود آفريدم و على را از نور تو خلق كردم، پس بر نهفتههاى قلبت آگاهى يافتم و ديدم در قلب تو هيچ محبوبتر از على بن ابى طالب نيست و از همين رو با زبان او با تو گفتگو كردم تا دلت آرام گيرد.
در كتاب كفاية الطالب[١]- از حافظ ابو عبد اللَّه شافعى به اسناد او به نقل از ابو برده آمده است كه گفت: پيامبر ٦ فرموده است: همانا خداوند على را به من سخت سفارش كرده است پس عرض كردم خدايا! آن را براى من روشن كن. پس فرمود: گوش كن. پس عرض كردم: گوش مىكنم. پس فرمود: همانا على، پرچم هدايت و پيشواى اوليا[٢]. و نور كسى است كه مرا فرمان برد و همان كلمهاى است كه آن را براى پرهيزكاران الزامى داشتم. هر كه او را دوست بدارد مرا دوست داشته است و هر كه او را دشمن بدارد مرا دشمن داشته است، پس او را به اين مژده بده، پس على آمد و من او را بدين مژده دادم.
على عرض كرد: يا رسول اللَّه! من بنده خدا و تحت اختيار اويم و اگر مرا عذاب كند به سبب گناهانم خواهد بود و اگر آن شود كه تو مرا بدان مژده دادى خداوند اختيار دار من است. پيامبر مىگويد: پس گفتم: بار خدايا قلب او را صيقل ده ايمان را آبشخور او قرار ده. خداوند عزّ و جلّ فرمود: با او چنين كردم. سپس خداوند به آگاهى من رساند كه او را به چنان بلايى اختصاص دهد كه هيچ يك از اصحاب مرا بدان اختصاص نداده است.
پس عرض كردم: بار خدايا! او برادر و همراه من است. پس فرمود: اين چيزى است كه رقم زده شده است، او بدان بلا گرفتار خواهد شد.
از عمّار بن ياسر[٣]- روايت است كه گفت: پيامبر ٦ فرمود: هر كه را به من ايمان
[١] كفاية الطالب/ ٧٣- ٧٢.
[٢] سيد حامد حسين در خلاصه عبقات الانوار ٥/ ٢٨٢ مىگويد:
« اين حديث نيز به وضوح، مفيد مطلوب است، به ويژه اين كه پيامبر٦ امام( ع) را« پيشواى اوليا» توصيف مىكند، و همين به تنهايى قصد ما را ثابت مىكند».
[٣] كفاية الطالب/ ٧٤.